در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  اجبار
نویسنده :  زکریا جهانگیری
كلمات كليدي  :  اجبار، اكراه، انواع اجبار، اجبار مادي، معنوي، مسئوليت مدني، كيفري مجبور، شروط تحقق اجبار
اجبار از ماده جبر است و به آن الجاء هم گفته‌اند. گر چه اجبار در معني وسيع شامل اكراه و اضطرار هم مي‌شود وتفاوت اجبار و اكراه در مفاهيم حقوقي آشكار است لكن در مباحث كيفري تفاوت بين ايندو ملاحظه نمي شود.
اجبار عبارتست از اينكه كس ديگري را وادار كند بدون اراده و اختيار مبادرت به انجام عمل يا ترك عمل نمايد. در حالي كه در اكراه ديگري وادار به فعلي مي‌شود كه از آن كراهت دارد، بنابراين در اكراه شخص مُكره فاقد رضا است ولي در اجبار، شخص مجبور فاقد رضا و اراده مي‌باشد. گر چه در متون قانوني ايندو، اغلب مترادف به كار رفته است.[1]
انواع اجبار؛
اجبار به دو شكل آشكار مي‌شود؛ مادر و معنوي كه مبناي هر دو حالت اجبار، ممكن است خارج از مرتكب يا از شخص وي ناشي بشود. در صورتي كه اجبار ناشي از امري خارج از مرتكب باشد اجبار خارجي يا بيروني و در مقابل، وقتي اجبار ناشي از شخص مرتكب باشد داخلي يا دروني گويند. اجبار = مادي: خارجي، دروني. معنوي: خارجي، دروني.
الف- اجبار مادي خارجي؛
نيروئي است ناشي از طبيعت مثل سيل، زلزله، طوفان يا از ناحيه خود يا چيزي ديگري كه بر جسم مجرم وارد شده و او را وادار مي‌كند تا كاري را انجام دهد يا مانع آن بشود. مانند حمله گرگي به گله گوسفندان و فرار چوپان و گوسفندان به به مزرعه ديگري و تخريب مزرعه و يا مثلاً وقوع سيل يا زلزله و...باعث عدم حضور سرباز در محل خدمت‌اش شده باشد.
ب- اجبار مادي دروني؛
يعني مرتكب جرم بي آنكه از نظر رواني مجبور باشد. از نظر جسمي در چنان شرايطي قرار مي‌گيرد كه مجبور به ارتكاب جرم مي‌گردد ولي اين اجبار مادي با منشأدروني گاه با اجبار رواني خلط مي‌شود.[2] بطور مثال خواب و بيماري فشارهاي الزام آوري هستند كه در صورت غلبه ممكن است انطباق وضع انسان را با قوانين ممتنع سازند. مثلاً نگهبانيدر اثر خستگي زياد در حين نگهباني مغلوب خواب گردد.[3]
ج- اجبار معنوي خارجي؛
اجبار معنوي بيروني كه در حالتي مي‌توان از آن به اكراه ياد كرد عبارت است از وادار كردن ديگري به ارتكاب جرم با تهديد يا تخويف يا تحريك شديد يا تلقين. اجباري كه از خارج بر ارادۀ مرتكب وارد مي‌شود ماهيتاً مشمول ماده 54 ق. م . ا. است به شرط آنكه عادتاً غيرقابل تحمل باشد.[4]
د- اجبار معنوي دروني؛
مقصود اجباري كه فرد را تحت تأثير عواطف – هيجانات و احساسات به ارتكاب جرم مي‌كشاند.[5] كه منجر به زوال اراده و اختيار از انسان مي‌شود.
شروط تحقق اجبار؛
شروط تحقق اجبار مادي خواه منشأ خارجي داشته باشد خواه منشأ دروني هنگامش رافع مسئوليت كيفري به شمار مي‌رود كه اولاً عادتاً قابل تحمل نباشد يعني اجبار بايد مؤثر بر نوع انسان باشد هر چند بر حسب جنس، سن و ساير خصوصيات اين تأثير يكسان نباشد كه در ماده 54 ق. م. ا هم به آ» اشاره شده است. ثانياً اجبار معلول خطاي پيشين خود فاعل نباشد. بنابراين سربازي كه قرار بوده در وقت معين خود را به پادگان معرفي كند لكن در اثر تخلف از مقررات رانندگي و ايراد صدمات غيرعمدي در بازداشت و زندان به سر مي‌برد و از اداي وظيفه قانوني خود بازمانده است فراري محسوب مي‌شود زيرا اين اجبار هر چند غيرقابل دفع است ولي معلول خطاي پيشين خود اوست.
مشروط تحقق اجبار معنوي خواه منشأ خارجي يا دروني داشته باشد. هنگامي رافع مسئوليت كيفري خواهد بود كه 1- رفتار تهديد آميز كافي است كه شخص مجبور از خطري كه در صورت مخالفت متوجه او خواهد شد بيمناك شود. ترس از جان و مال آبروي خود و يا خويشان نزديك خود. 2- خطر قريب الوقوع يعني به گونه‌اي باشد كه اگر مكره يا مجبور مخالفت ورزيد حسب ادله و قرائن معقول بين آن باشد كه مكره تهديد خود را فوراً به اجرا خواهد گذاشت. 3- احتمال وقوع خطر 4- نامشروع بودن تهديد لذا تهديد به امر قانوني موجب اكراه و اجبار نيست. 5- قدرت بر دفع يعني اجبار به گونه‌اي باشد كه عادتاً غيرقابل تحمل و دفع باشد.
مسئوليت مدني و كيفري مجبور؛
اگر شخصي مجبور به ارتكاب جرمي بشود، اگر اجبار از نوع مادي يا معنوي كه منشأ خارجي دارد از نظر جزائي فاقد مسؤليت كيفري قرار مي‌گيرد وهمچنين اجبار مادي كه منشأ آن دروني باشد اما اگر اجبار معنوي كه منشأ دروني باشد عمل شخص مجبور داراي وصف فقدان مسئوليت كيفري نخواهد بود. و جرائمي كه ناشي از نوعي احساس و عاطفه مانند نفرت وكينه و انتقام خشم و ...باشند موجب سلب مسئوليت مرتكب نمي‌گردند.[6]
اما از حيث مسئوليت مدني مجبور به دليل عدم وجود متن قانون مشخص و همچنين فقدان رابطۀ عليت بين عمل و خسارت، نمي‌توان شخص مجبور را تحت تعقيب قرار داد و تقاضاي جبران خسارت كرد.[7]


[1] . گلدوزيان، ايرج؛ بايسته‌هاي حقوق جزاء .
[2] . نوربها، رضا؛ زمينه حقوق جزاء.
[3] . اردبيلي محمد علي؛ جزاي عمومي ج 2، ص 93.
[4] . اردبيلي، محمد علي، حقوق جزاي عمومي، ج دو، ص 96 و 93.
[5] . نوربها، رضا، زمينه حقوق جزاء.
[6] . اردبيلي، محمد علي، حقوق جزاي عمومي ج دوم، تهران، ميزان چاپ ششم، 82.گلدوزيان ايرج بايسته‌هاي ح – ج – ع تهران، ميزان، يازدهم، 84.
[7] . نوربها، رضا؛ زمينه ح- ج – ع تهران، دادآفرين، نهم، 83.

 


2.9/5 - (17)
 
 
 
1393/08/03
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas