در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  معاد در نظر جسم و روح
تاریخ چاپ  :  1386
ناشر : پژوهشكده باقرالعلوم(ع)
موضوع کتاب : ديني
نوع کتاب : کتابهای عمومی
كتاب حاضر كه تلخيص يكي از آثار استاد فلسفي در موضوع معاد با نام معاد از نظر جسم و روح است، به همّت پژوهشكده باقرالعلوم قم و به دست تواناي دكتر سوزنچي تلخيص و به سال 1386 براي اولين نوبت چاپ و منتشر شد. اين كتاب داراي پيشگفتار و 30 فصل مي باشد كه پيشگفتار كتاب حاوي 6 نكته در باب شيوۀ تلخيص و تبويب كتاب مي باشد.

1. معاد و مكتب انبيا
- تأثير جهان بيني در تلقي انسان از جهان؛
- برخي از تفاوتهاي جهان بيني مادي و جهان بيني اسلام:
درباره خدا: ماديون معتقدند كه جهان و انسان پديده هايي صددرصد مادي هستند و چيزي جز علل طبيعي و تصادف هاي مادي در شكل گيري و ايجاد آنها دخلت نداشته است. اما پيروان مكتب اسلام عقيده دارند كه هستي منحصر به موجودات مادي نيست، بلكه بخشي از هستي وراي پديده هاي مادي است و همچنين هستي تمام موجودات مادي از خداوندي است كه مادي نيست و همه چيز را حكيمانه آفريده است.
- درباره جهان؛ - درباره حقيقت انسان؛ - درباره غايت انسان؛ - درباره مرگ.
- دو ركن اصلي مكتب انبيا؛
- ثمره ايمان به معاد؛
- مشاهده حقايق پس از مرگ در دنيا؛
- شواهدي بر وجود معاد:
1. گرايش به جاودانگي؛
2. عدالت خداوند.
- انواع مخالفت با معاد،
- غفلت از معاد و به هم خوردن توازن ماده و معنا:
در دنياي مادي و اقتصادزده امروز، بيشتر مردم خوشبختي را در رفاه مادي پنداشته و مهم ترين معيار برتري را، افزايش امكانات اقتصادي قلمداد مي كنند. بر اثر اين اشتباه ، توازن ماده و معنا به هم خورد و تكامل ابزار، جاي تكامل انسان را گرفته و انسان طوري از خود بيگانه شده كه انسان بودن و ارزش هاي خويش را فراموش كرده است. بسياري از مردم بر اثر بي ايماني به عالم آخرت، از انسانيت خود غافل شده اند، همچون حيوانات زندگي مي كنند و عمرشان در خور و خواب و خشم و شهوت سپري مي شود و سرانجام هم مانند حيوانات مي ميرند، رفتار اين انسانها براي اولياي دين شگفت آور است. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:
«عجب دارم از كسي كه دنبال گم شده خويش است، اما خويشتن را گم كرده و دنبالش نمي گردد.»

2.ايمان به معاد و احساس مسؤوليت
- معاد پاسخ به تمايل بي نهايت طلبي انسان:
انسان طبق ساختمان طبيعي و كشش فطري خود در انديشه بي نهايت است و در باطن، طالب علم مطلق، قدرت مطلق، حق مطلق، عدل مطلق و خير مطلق و حيات جاويدان است. انديشمندان با بررسي اين گرايشهاي فطري، به اين نتيجه رسيده اند كه در انسان قابليت كمال مطلق و حيات جاويدان وجود دارد و وجود اين قابليت، دلالت دارد كه آدمي علاوه بر جنبه محدود مادي، داراي روح مجرد است كه شايستگي تكامل بي نهايت دارد.
- ثمرات ايمان به آخرت در زندگي دنيوي:
1. رهايي از پوچ گرايي؛
2. تعديل غرايز و تامين ضمانت اجرايي قوانين؛
3. تقويت مكارم اخلاقي:
نيل به حيات معنوي ايجاب مي كند كه آدمي در كنار فعاليت هاي مادي، به مجاهدات روحاني نيز بپردازد. به كار بستن مكارم اخلاق و دست يافتن به كرامت نفس، مستلزم آن است كه در بسياري از مواقع با تمايلات غريزي خود مخالفت كنيم. در مكتب پيامبران الهي، جلب رضاي خدا، ايمان به آخرت و و يقين به پاداش هاي اخروي، نيرومندترين پشتيبان سجاياي انساني است. غريزه حفظ حيات از غرايز بسيار نيرومند است به طوري كه افراد عادي حاضرند اموال و مقام و همه چيزشان را بدهند تا زنده بمانند؛ اما همين افراد وقتي به اسلام ايمان مي آورند، مرگ در راه خدا را با آغوش باز استقبال مي كنند و آرزو مي كنند در ميدان جهاد به شهادت برسند؛ زيرا درك كرده اند كه آدمي با مرگ پايان نمي پذيرد، بلكه به عالم ديگري منتقل مي شود، پس چه بهتر كه اين انتقال به وسيله شهادت تحقق يابد و از پاداش شهيدان بهره مند شود. امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به ياران خود فرمود: «اي اولاد بزرگواران، شكيبا باشيد، چرا كه مرگ براي شما مانند پلي است كه از محيط رنج و زحمت عبورتان مي دهد و به بهشت وسيع و نعمت هاي جاودان مي رساند. كدام يك از شما ناراضي است كه از زندان به قصر منتقل شود؟»


3.پيرامون فرشتگان
- سختي انتقال به عالم ديگر:
در ادوار حيات بشر، سه روز است كه از نظر ديني بسيار مهم تلقي شده و بزرگترين تحول در آنها به وقوع مي پيوندد: يكي روز ولادت، ديگري روز مرگ و سوم روز قيامت. در اين سه روز انسان از عالمي به عالم ديگر انتقال مي يابد و تمام شرايط زندگي و قوانين حياتي او دگرگون مي شود. با ولادت، از رحم مادر به دنيا وارد مي شود، با مرگ از دنيا به عالم برزخ پا مي گذارد و در قيامت از برزخ به عالم آخرت وارد مي شود. امام رضا (ع) فرمود:
« وحشت ناك ترين مواقع براي مردم، سه مورد است. روز ولادت كه از شكم مادر خارج مي شوند و دنيا را مي بينند؛ روزي كه مي ميرند و عالم بعد از مرگ و اهل آن را مشاهده مي كنند؛ و روز حشر كه دوباره زنده مي شود و احكامي را كه مشاهده نكرده بود، مي بيند و حضرت عيسي در اين سه روز بر خود سلام داده (و براي خود طلب سلامت كرده) است.»

- پرهيز از غفلت از مرگ؛
- فرشتگان اولين مشهود انسان هنگام مرگ؛
- هستي و اوصاف فرشتگان؛
- قبض روح، از وظايف فرشتگان:
مرگ و حيات در نظام آفرينش دو پديده مهم تكويني هستند. مالك واقعي هر دو خداوند است. يكي از كارهايي كه فرشتگان در انجام آن دخالت دارند، قبض روح انسانهاست. البته فرشته مرگ و اعوانش در كار قبض روح استقلال ندارند، بلكه واسط هايي هستند كه مأموريت خداوند را انجام مي دهند.
براي همين، خداوند در قرآن كريم گاهي قبض روح را به خود نسبت داده و فرموده است:

«اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا»
(خداوند است كه موقع فرا رسيدن مرگ، ارواح انسانها را دريافت مي كند.)

گاهي آن را عمل ملك الموت مي داند:

«قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ»
(بگو فرشته مرگ كه براي [قبض روح] شما گماشته شده، جان شما را مي گيرد)

و در مواردي قبض روح را به جمعي از فرشتگان نسبت مي دهد:

«حَتَّي إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ»
(موقعي كه مرگ يكي از شما فرا مي رسد، فرشتگاني كه رسولان ما هستند جان او را مي گيرند و در انجام اين مأموريت كوتاهي نمي كنند.)

يكي از شهودات شخص محتضر در اولين مراحل انتقال، مشاهده فرشتگاني است كه از طرف خداوند مأمور قبض روحند. به موجب روايات، اين ساعت از شديدترين ساعات براي آدمي است. امام سجاد عليه السلام فرمود:
«سخت ترين ساعات براي انسان سه ساعت است. ساعتي كه ملك الملك را مي بيند، ساعتي كه از قبر برمي خيزد و ساعتي كه در پيشگاه الهي قرار مي گيرد سپس يا بسوي بهشت مي رود يا بسوي جهنم.»

قبول توبه گناهكاران از جمله الطاف الهي است كه تا پيش از لحظه ديدن فرشتگان قبض روح ممكن است؛ اما همين كه شخص، فرشته مرگ را ببيند، و توبه نكرده باشد، ديگر توبه اش پذيرفته نخواهد شد.

4. روح خدا و حيات جاويدان
- ديدگاه ها درباره پس از مرگ:
درباره اينكه ما بعد از مردن چه وضعيتي پيدا مي كنيم، ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد:
1. فلاسفه مادي؛
2. فلاسفه الهي: فلاسفه الهي هستي را منحصر به ماده نمي دانند؛ بلكه به آفريدگار جهان كه خالق ماده و ماوراي ماده است ايمان دارند. اينها بر دو گروهند. گروه اول روحيون هستند كه به اتكاي ادله علمي و فلسفي عقيده دارند كه انسان داراي روحي است جاودان و هنگام مرگ، روح به عالم ديگري انتقال مي يابد و به حيات خود ادامه مي دهد. گروه دوم به بقاي روح بعد از مرگ بدن عقيده ندارند، نه از آن جهت كه نافي عالم ماوراي ماده اند، بلكه از اين جهت كه ادله روحيون را كافي نمي دانند.
3. پيامبران الهي.
- روح ويژگي خاص انسان؛
- رؤياي صادقه، دليلي بر بقاي روح پس از مرگ:
«يكي از اموري كه مي تواند دليل بقاي روح و حيات آن پس از مرگ باشد، بعضي از رؤياهاي صادقه است. فرويد و روان كاوان بر اين باورند كه رؤيا پلي است كه مي توان با استفاده از آن به اعماق وجود صاحب رؤيا نفوذ كرد و از اسرار باطني او خبردار شد. آنها رؤيا را نمود تمايلات واپس زده اي مي دانند كه در ضمير باطن انباشته شده و در عالم خواب فرصتي براي بروز خود يافته است. اما حقيقت اين است كه اين تنها يكي از اقسام رؤياست. پيامبر اكرم (ص) فرموده است:
«اول، رؤيايي كه بشارتي از جانب خداست، دوم افكاري شيطاني كه مايه اندوه است و سوم مطالبي كه انسان در بيداري به فكر آنهاست و با خود گفتگو مي كند و در عالم خواب مشاهده مي نمايد.»

قسم دوم را اصطلاحاً «اضغاث احلام» يا خوابهاي پريشان مي گويند و قسم سوم همان مطلب مورد نظر فرويد است. اما قسم اول، رؤياي صادقه است كه محل بحث ماست. مكرر اتفاق افتاده كه انسان در حال خواب با روح شخص مرده اي مرتبط مي شود و آن روح از يك حقيقت كجهولي خبر مي دهد. چندي قبل شخصي از شخص ديگري مبلغي قرض كرد و به او رسيد داد. هنگام بازپرداخت، طلبكار رسيد بدهكار را پيدا نكرد كه برگرداند، به جاي آن رسيد ديگري داد كه پول را دريافت كرده است. بعد از مدتي بدهكار از دنيا رفت و طلبكار رسيد اول را پيدا كرد و سراغ خانم متوفي رفت و مبلغ رسيد را مطالبه كرد. او گفت شوهرم وقتي زنده بود قرض خود را پرداخت و رسيد دريافت كرد. طلبكار رسيد خود را خواست، اما همسر متوفي آن رسيد را پيدا نكرد و كار به دادگاه كشيد و كم مانده بود عليه متوفي حكم صادر شود كه آن خانم، شوهر خود را در خواب ديد و شوهرش به او گفت رسيد را نزد فلان وكيل دادگستري گذاشته ام و او آن را لاي كتاب دعاي خود گذاشته است. وقتي زن بيدار شد به آن وكيل مراجعه كرد و رسيد را به محكمه برد و پرونده ختم شد. چنين خواب هايي تنها بر اساس بقاي روح قابل تفسير است و نشان مي دهد كه انسان بعد از مرگ نابود نشده و روح او به حيات خود ادامه مي دهد.

5. مرگ و آغاز زندگي
- مرگ، عدم نيست:
مرگ از جمله آيات حكيمانه خداوند در نظام خلقت است و حقيقت آن، مانند حقيقت حيات، مجهول است. يكي از مسائلي كه همواره محل بحث دانشمندان بوده اين است كه آيا مرگ يك واقعيت موجود و آفريده اصيل است يا آن كه يك امر عدمي است و همان نبودن حيات است. عده اي از فلاسفه الهي، مرگ را مانند جهل امري شر و عدمي دانسته اند. در حالي كه اولاً مرگ يكي از سنت هاي حكيمانه عالم است كه اگر نبود با توجه به محدود بودن ذخاير عالم طبيعت، ادامه حيات براي بشر بسيار دشوار مي شد و لذا شر نيست و ثانياً مانند جهل، امر عدمي نيست چرا كه آثار متعددي دارد. لذا بهتر است بگوييم مرگ و زندگي مثل خواب و بيداري است كه همان طور كه خواب داراي يك سلسله آثار وجودي منفي، مانند فكر نكردن، نديدن و نشنيدن و...؛ مرگ هم آثار وجودي دارد و در قرآن همانند حيات، مخلوق خداوند دانسته شده است و ميراندن را يك فعل واقعي دانسته كه خود و ملائكه اش انجام مي دهند :
«الَّذِي خَلَقَ الْمَوتَ وَالحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلاً»
(خداوند كسي است كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان عملش بهتر است.)
امام باقر (ع) فرمودند:
«حيات و مرگ، دو مخلوق از مخلوقات خداوندند، موقعي كه مرگ فرا مي رسد و در آدمي وارد مي شود، در هيچ چيزي وارد نمي شود مگر اينكه حيات از آن خارج مي شود.»

- شدايد مرگ؛
- مرگ انتقال است نه پايان؛
- دليل تنفر و ترس از مرگ؛
- راه غلبه بر ترس از مرگ:
براي آنكه افراد با ايمان در موقع مرگ، كمتر دچار ترس و تشويش باشند، بايد بكوشند در ساعات آخر زندگي هر چه بيشتر متوجه عفو و رحمت الهي باشند و روح خويش را با حسن ظن به خداوند، تسليم فرشته مرگ كنند. [و براي اينكه در آن ساعات آخر بتوانند چنين حسن ظني داشته باشند بايد در كل زندگي خود اين حسن ظن داشته باشيد كه خداوند عزوجل مي فرمايد: من طبق گماني كه بنده مؤمنم به من دارد با او رفتار مي كنم؛ اگر گمانش خوب بود، خوب؛ و اگر بد بود، بد.» رسول اكرم (ص) دعوت خود را با كلمه توحيد آغاز كرد و آن را مايه رستگاري مردم خواند. اگر محتضر با داشتن حسن ظن به خداوند، آخرين سخنش كلمه توحيد باشد، از اهل بهشت خواهد بود؛ زيرا رسول اكرم (ص) فرمود:
«به كساني كه در معرض مرگند «لا اله الا الله» را تلقين كنيد، كه هر كس آخرين سخنش «لا اله الا الله» باشد وارد بهشت مي شود»

6. محاسبه نفس و احياي انسانيت
- تمثيل زندگي دنيا به معامله در بازار:
يكي از بهترين وسايل تفهيم و تعليم، استفاده از تشبيه و استعاره است و از اين راه مي توان شنوندگان را در هر سطحي كه باشند متوجه مقصود نمود. در آيات و روايات تشبيهات زيادي در زمينه هاي مختلف آمده كه يكي از آنها تشبيه دنيا به بازار داد و ستد است. امام هادي (ع) فرمود: «دنيا بازاري است كه گروهي در آن منتفع مي شوند و گروهي ضرر مي بينند.» مردم معامله گران اين بازارند و متاع مورد معامله، مجموعه عقايد و اخلاق و اعمال نيك و بدي كه براي دنيا و آخرت خود ذخيره مي كنند. قرآن شريف درباره معامله گران با ايمان مي فرمايد:
« إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ »
(كساني كه كتاب خدا را تلاوت كردند، نماز را برپا داشتند و از زرقي كه به آنها داديم آشكارا و نهان انفاق نمودند، اميدوار به تجارتي هستند كه هرگز زيان و زوال نخواهد داشت)

و در مورد معامله گران منافق و بي ايمان مي فرمايد:

« أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَي فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ»
(اينان كساني اند كه گمراهي را به [بهاي] هدايت خريدند در نتيجه داد و ستدشان سودي به بار نياورد و هدايت يافته نبودند.)
- ضرورت محاسبه نفس؛
- ضرورت احياي انسانيت؛
- تفاوت آبادسازي زمين و انسان سازي:
اينكه انسان توان آباد ساختن زمين را دارد، ناشي از همين است كه خداوند او را در چارچوب غرايز محدود نساخته است؛ پس بر انسان است كه اسير غرايز خويش نشود و عقل و وجدان اخلاقي خود را كه زيربناي تعالي معنوي او هستند، بر هواي نفس و شهوات خود، كه سمبل حيوانيتند، حاكم سازد. خداوند طبق آيه فوق آباد ساختن زمين را بر عهده بشر گذاشته، اما در مورد انسان سازي از آنها خواسته كه دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنند:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ»
(اي كساني كه ايمان آورده ايد، دعوت خدا و رسول را اجابت نماييد وقتي شما را مي خوانند به چيزي كه زنده تان مي كند.)

بين احياي كره زمين و احياي انسانيت تفاوتي عميق هست. آباد ساختن بشر در صلاحيت انسان است و انسان با بررسي و تحقيق مي تواند آثار و خواص عالم طبيعت را دريابد و از آنها بهره برداري كند، اما مسأله انسان سازي و احياي انسانيت چيزي است كه انسان به تنهايي و با كمك عقل و تجربه نمي تواند اين كار را انجام دهد زيرا شرط اساسي آن شناختن تمامي ابعاد وجودي انسان است. براي همين باي خودسازي بايد تعاليم خداوند را كه آفريدگار انسان است و به وسيله پيامبرش اعلام مي گردد، به درستي فرا گيريم و عملاً به كار ببنديم.

7. اسلام و تعديل احترام اموات
- برخورد ملل مختلف با جسد مردگان:
به خاك سپردن اجساد مردگان از سنن بسيار كهن در تاريخ بشر است. از قرآن شريف برمي آيد كه در آغاز زندگي بشر، يكي از فرزندان آدم برادر خود را كشت و چون اين اولين جسد اولاد آدم بود و نمي دانست با آن چه كند، خداوند كلاغي را برانگيخت و آن كلاغ پيش چشم او زمين را با منقار و چنگال خود كند تا به او ياد دهد چگونه قبر حفر نمايد و جسد برادر خويش را در آن پنهان سازد.
- مواجهه اسلام با مردگان:
الف- احترام به جسد ميت:
1. تسريع در تجهيز و دفن؛
2. غسل و كفن؛
3و 4. نماز ميت و تشييع جنازه.
ب- امور مربوط به زندگي پس از مرگ:
1. وجود عالم قبر؛
2. فشار قبر؛
3. سؤال قبر:
4. حقيقت عالم قبر:
روح در عالم قبر كه همان عالم برزخ است، به يك بدن مثالي تعلق مي گيرد كه غير از بدن دنيوي است هز چند شبيه آن است. مرحوم فيض كاشاني نيز چنين توضيح مي دهد كه «اهل هر نشأه و عالمي، موجودات عالم خود را مشاهده مي كنند، اما درباره عالم ديگر فقط مي توانند حكايت كنند. پس مشهود هر نشأه اي، غيب عالم ديگر است و پيامبر اكرم (ص) فرمود:
« مردم خوابند، وقتي بميرند بيدار مي شوند. پس مثال صورتهاي دنيايي به آخرت مثل صورتهاي رؤيايي است نسبت به بيداري»
و از اينجا معلوم مي شود كه لازم نيست كه ما با چشم و گوش ظاهري اموري را كه در قبر مي گذارد، ببينيم و بشنويم، زيرا آنجا عالم و نشأه ديگري است و اگر در دنيا برخي از اولياي الهي امور آن عالم را مي بينند ناشي از مقام خاصي است كه بدان دست يافته اند. مانند پيامبر اكرم (ص) كه جبرئيل را مي ديد در حالي كه حاضران در مجلس او، نمي ديدند.»

8. عالم برزخ و بطلان تناسخ
- وجود برزخ:
در لغت عرب، حد فاصل دو چيز را برزخ گويند و چون جهان بعد از مرگ، حد فاصل بين زندگي دنيا و حيات اخروي است، در قرآن و روايات، آن عالم به نام برزخ خوانده شده است. درباره پاداش مؤمنان و كيفر گناهكاران در عالم برزخ آيات و روايات بسياري وارد شده است. مثلاً قرآن كريم درباره شهيدان مي فرمايد:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»
(گمان نبريد آنانكه در راه خدا كشته شده اند مردگانند، بلكه نزد پروردگارشان زنده اند و از رزق حضرت باري تعالي استفاده مي كنند. خوشحال و شادمانند به آنچه خداوند از فضل خود به آنان اعطا فرموده است و به كساني كه در دنيا از پي آنها مي روند (در مسير جهاد قدم بر مي دارند) ولي هنوز به آنان نپيوسته اند بشارت مي دهند كه هيچ گونه ترس و اندوهي نخواهند داشت.)

قرآن كريم در مورد فرعونيان نيز مي فرمايد:

«وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ. اَلنّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَ عَشِيّاً وَ يَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرعَوْنَ اَشَّدَ الْعَذابِ.»
(آل فرعون را عذاب بد احاطه نموده است. صبح و شب بر آتش عرضه مي شوند و روز قيامت به فرشتگان فرمان مي رسد كه آنان را در شديدترين عذاب وارد سازيد.)

امام صادق عليه السلام فرموده است:

«اين عذاب صبح و شب كه در آيه آمده، ناظر به عذاب پيش از قيامت است، زيرا در قيامت، صبح و شبي نيست.» سپس فرمود: «اگر آل فرعون در قيامت، صبح و شب معذب باشند پس بين اين دو وقت، خوشبخت خواهند بود. چنين نيست و اين عذاب صبح و شب در دوزخ پيش از روز قيامت است. آيا گفته خداوند را در همين آيه نشنيده اي كه فرموده است: روز قيامت فرمان مي رسد آل فرعون را در شديدترين عذاب وارد نمايند.»

- نظريه تناسخ؛
- نقد نظريه تناسخ:
- ارتباط عالم برزخ با دنيا:
گرچه در هر دو عالم برزخ و عالم آخرت، انسان به پاداش و كيفر مي رسد ولي اين دو عالم در كنار اين تشابه، تفاوتهايي هم با هم دارند. از جمله اينكه با وجود عالم برزخ، عالم دنيا باقي است ولي وقتي قيامت فرا رسد، نظام دنيا برچيده مي شود. بر اثر همين تفاوت، برزخيان مي توانند با دار دنيا رابطه داشته باشند و بر اثر عوامل و شرايطي، وضع آنها در عالم برزخ بهتر يا بدتر شود.
وقتي انسان بميرد ثمرات برخي از اعمال قطع نمي شود و ثواب يا عذاب متناسب با آن همچنان ادامه پيدا مي كند. مثلاً اگر كسي سنت خوب يا سنت بدي را در جامعه شايع كند، بر طبق احاديث متعددي تا روز قيامت هر كس به آن عمل كند، نصيبي هم به مؤسس آن سنت مي رسد، بدون اينكه از ثواب يا جزاي عاملان آن سنت كاسته شود.
علاوه بر اين، صدقات جاريه نيز تا وقتي كه جريان دارد، پاداشش به صاحب عمل مي رسد. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و سلم فرمود:

«هفت چيز است كه اگر كسي انجام دهد بعد از وفاتش نيز ثوابش به او مي رسد؛ كسي كه درخت مثمري را بكارد يا چاهي حفر كند يا قناتي جاري سازد يا مسجدي بنا نهد، يا قرآني بنويسد يا علمي از خود به جاي گذارد يا فرزند صالحي تربيت كند كه بعد از مرگش براي او استغفار كند»

در طرف مقابل، بزرگترين عاملي كه افراد را در عالم گرفتار و معذب مي سازد. حق الناس است و تا زماني كه ذمه متوفي از مال و عرض اين و آن بري نشود، از عذاب رهايي نمي يابد. برخي از افراد با اينكه تمكن مالي دارند ولي خودشان اقدام نمي كنند و فقط در وصيت نامه مي نويسند بعد از مرگشان عمل شود؛ اما آيا بازماندگان حتما به وصيت عمل مي كنند؟ حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:

«اي فرزند آدم، در اموال خودت وصي نفس خويش باش و آنچه را كه دوست داري ديگران بعد از تو در مالت انجام دهند در ايام زندگيت انجام بده.»

9. غيب مطلق و غيب نسبي
- ضرورت ايمان به غيب:
پايه و اساس دين آسماني بر ايمان باطني استوار است. پيامبران مردم را دعوت نموده اند كه به پروردگار عالم، فرشتگان وحي، قيامت و زنده شدن مردگان ايمان آورند. مي دانيم تمام اين واقعيتها از امور غيبي و حقايق نامحسوسند. اما بايد توجه كرد كه غيب بر دو قسم است: غيب مطلق و غيب نسبي.
الف- غيب مطلق؛
ب- غيب نسبي؛
- امكان آگاهي از غيب؛
- سوء استفاده از علاقه مندي به علم به غيب؛
- ارتباط با ارواح:
يكي از غيب هاي نسبي، عالم برزخ و حضور روح مردگان در آنجا است. از نظر ديني ارتباط با ارواح كساني كه از دنيا رفته اند محال نيست و در مواردي رخ داده است. مثلاً «حبه عرني» نقل مي كند كه روزي با اميرالمؤمنين عليه السلام به خارج از كوفه رفتيم. ايشان در قبرستان وادي سلام توقف كرد گويي كه با عده اي صحبت مي كند. مدتي منتظر ماندم به طوري كه خسته شدم و ردايم را پهن كردم و از ايشان خواستم كه بنشينند. فرمود: اي حبه، اين توقف من چيزي جز گفتگو و انس با مؤمنين نيست. عرض كردم: آيا با همديگر چنين هستند؟ فرمود: بله، اگر پرده برداشته شود مي بيني كه حلقه حلقه گرد هم آمده اند با هم سخن مي گويند. پرسيدم: اينان اجسادند يا ارواح؟ فرمود: ارواحند. هيچ مؤمني در هر جاي عالم نمي ميرد مگر آنكه به روحش گفته مي شود به وادي السلام ملحق شود كه اين وادي قطعه اي از قطعات بهشت است.»
ولي اين بدان معني نيست كه هر كس بخواهد بتواند هر روحي را كه مايل باشد احضار و با او گفتگو كند و كساني كه مسأله ارتباط با ارواح را اين قدر مبتذل ساخته اند كه هر وقت هر روحي را بخواهند احضار مي كنند، مانند كساني هستند كه مي خواهند با فال نخود و قهوه به غيب عالم آگاه شوند و مردم را متوجه سرنوشت خود بكنند! حقيقت اين است كه با اين كارها نه مي توان با عالم برزخ و ارواح مرتبط شد و نه مقدرات آينده را شناخت.
البته يكي از طرق درست ارتباط با ارواح مردگان، رؤياهاي صادقه است كه انسان با روح متوفي ارتباط برقرار مي كند و اين رؤياها، هم شاهد مهمي بر عدم محدوديت عالم به جهان مادي هستند و هم شاهد خوبي بر وجود زندگي پس از مرگ در عالم ديگر؛ چرا كه بسيار رخ داده در اين رؤياها مطالبي گفته شده كه همه از آن بي خبر بوده و با اطلاع آن ارواح به آن مطلب آگاه شده اند.

10. قيامت و پايان دنيا
- پايان دنيا:
پيش از آنكه قيامت كبري قيام نمايد و همگان براي حسابرسي و پاداش و كيفر دوباره زنده شوند، آسمان ها به هم مي پيچد، تمام موجودات ارضي و سماوي مي ميرند و نظام دنيا پايان مي پذيرد. مسأله انقراض نظام دنيا پيش از فرا رسيدن روز جزا يك تحول اساسي و بنيادي است كه نمي توان آن را با تغييرات يك جرم كوچك كيهاني مثل كره زمين مقايسه كرد. در اثر آن واقعه، نظامي كه هم اكنون بر عالم حاكم است بر هم مي خورد و اوضاع و احوالي پيش مي آيد كه براي مردم امروز غير قابل تصور است.
- خدا تنها ازلي و ابدي بالذات؛
- شواهدي بر انقراض عالم طبيعت؛
قرآن كريم مي فرمايد:

«أذَا الشَّّمسُ كُوِّرَتْ»
(وقتي آفتاب تيره گردد و به هم پيچيده شود)
تكوير به معناي كم شدن نور و رو به تيرگي رفتن و نيز به هم پيچيده شدن است. اين مطلبي است كه امروزه دانشمندان درباره سرنوشت خورشيد نيز فهميده اند. به عقيده كيهان شناسان، منبع انرژي خورشيد، هيدروژني است كه در سطح خورشيد قرار دارد و با تبديل آن به اتم هليوم اين انرژي توليد مي شود و اين عمل آنقدر ادامه مي يابد تا هيدروژن خورشيد تمام شود و هر نسبتي كه تراكم هليوم بيشتر شود، اولاً بر تيرگي خورشيد افزوده مي شود و ثانياً چون نور و انرژي خورشيد در فضا پخش مي شود ولي هليوم دائماً به داخل جرم آفتاب منتقل مي شود، خورشيد دائماً در حال به هم پيچيده شدن است و مواد سطح آن به درون مي رود. قبلاً چنين گمان مي شد كه با تمام شدن هيدروژن خورشيد سرد مي شود ولي امروزه چنين اظهار نظر مي شود كه پس از مصرف هيدروژن و بخاطر هليوم موجود، گرمي خورشيد بسيار بسيار بيشتر مي شود و به علت شدت سوزانندگي، موجود زنده اي باقي نمي ماند.

11. پايان عمر دنيا
- اجل و انواع آن:
قرآن كريم درباره محدوديت عمر آسمان ها و زمين و موجودات ارضي و سماوي با تعابير مختلفي سخن گفته است كه يكي از اين تعابير «اجل» است مثلاً مي فرمايد:

«ما خَلَقَ اللهُ السَماواتِ وايرضَ وَما بَينَهُما اِلّا بِالْحَِّ وَاَجَلٍ مُسَمّي.»
(خداوند آسمان ها و زمين و آ»چه در بين آنهاست نيافريده مگر بر پايه حق و داراي عمري معين.)

يا در مورد انسان مي فرمايد:

«هُوَ الذي خَلَقَكُمْ مِن طينٍ ثُمَّ قَضي اَجَلاً واَجَلٌ مُسميًّ عِنده»
(او كسي است كه شما را از گل آفريده و براي هر يك عمري مقرر داشت و موعد اجل قطعي نزد خداوند است.)

نكته شايان دقت آنكه قرآن كريم درباره تمام موجودات تنها به «اجل مسمي» اشاره كرده، اما در مورد انسان دو تعبير «اجل» و «اجل مسمي» را به كار برده اشت.

- اجل و اجل مسمي؛
- عامل انقراض نظام دنيا:
خداوند توانا براي انجام كار خود نيازي به هيچ چيز ندارد و با مشيت خود مي تواند هر چيزي را كه بخواهد ايجاد يا فاني سازد:

«اِنَّما آَمَرُهُ اِذا اَرادَ شَيئاً اَن يَقول له كُن فَيَكونُ.»
(امر الهي چنين است كه وقتي چيزي را اراده فرمايد، به آن مي گويد «باش» پس موجود مي شود.)

اما مشيت الهي بر آن تعلق گرفته كه جهان هستي بر اساس نظم و حساب استوار باشد و كارها بر اساس وسايل و اسباب انجام شوند. امام صادق (ع) فرمود:
«خداوند مضايقه دارد كه جريان امور را جز با اسباب برقرار نمايد، از اين رو براي هر چيزي سببي قرار داده است.»

12. حيات اخروي و نظام نوين
تفاوت قوانين حاكم بر دنيا و قيامت :
يكي از مطالب مهم مربوط به عالم آخرت اين است كه با وقوع قيامت و انقراض عالم دنيا، تمام امور دنيوي با همه قوانين و مقررات تكويني و تشريعي اش خاتمه پيدا مي كند و سپس به اراده خالق توانا، جهان نوسازي مي شود و قوانين مقررات جديدي بر آن حاكم مي گردد. علت اين است كه مجموع قوانين تكويني حافظ نظام موجود اين عالم است و مجموعه مقررات تشريعي براي هدايت انسان ها در دار تكليف است و از آنجا كه نظام عالم آخرت نظامي كاملاً متفاوت است و نيز بساط تكليف برچيده مي شود، جايي براي اين قوانين تكويني و تشريعي باقي نمي ماند و قوانين تكويني جديدي كه متناسب با آن عالم است جايگزين مي شود، كه در اينجا به برخي از اين تفاوت ها اشاره مي شود:
1. تولد از نطفه يا سر بر آوردن از خاك؛
2. ورود تدريجي يا دفعي به عالم؛
3. تحول و مرگ يا ثبات و بقا؛
4. حيات در برخي چيزها يا همه چيز؛
5. پنهاني يا آشكاري باطن ها (تجسم اعمال و نيات):
آدمي در دنيا خواه داراي كرامت اخلاق باشد يا ديوسيرت، چهره باطني اش پوشيده است، اما در قيامت باطن ها ظاهر مي شود. امام باقر (ع) فرموده است:

«مردم در قيامت باطن ها ظاهر نيت هايشان محشور مي شوند.»

در عالم طبيعت انسان تنها موجودي است كه داراي دو بعد حيواني و انساني است و حق انتخاب با خودش است. عده اي خود را در بعد حيواني محصور مي كنند و راه سقوط را در پيش مي گيرند و عده اي با گوش داده به سخن انبياء، عقل خويش را تقويت مي كنند و آن را بر غرايز خود حاكم مي سازند و به مدارج عالي انسانيت نايل مي شوند. در قيامت، تنها اين افرادند كه به صورت انسان محشور مي شوند؛ ولي گروه اول در قيامت با وضعي محشور مي شوند كه متناسب با روحيات و ملكات اخلاقي آنان باشند.
13. معاد و جهان بيني هاي مختلف
جهان بيني هاي مختلف درباره معاد:
نگرش انسان ها درباره معاد را به سه دسته مي توان تقسيم كرد:
1. مادي گراها: كساني كه هستي را مساوي ماده مي پندارند، نمي توانند در امر معاد، طرف بحث و گفتگو باشند. لازم است با اينان ابتدا درباره خداوند و اثبات وجود او سخن گفت. آنها چون انسان را پديده تصادفي طبيعت بي شعور مي دانند، نمي توانند عنايتي حكيمانه را براي وجود انسان بپذيرند.
2. مشركان؛
3. خداپرستان معتقد به معاد؛
- معاد و شبه آكل و مأكول؛
- چرايي ضرورت معاد جسماني و روحاني؛
- اجتناب ناپذيري معاد و حسرت انسانها:
مردم بخواهند يا نخواهند روز محشر زنده مي شوند و بايد به تمامي اعمالي كه در دنيا مرتكب شده اند، پاسخ گويند. امام باقر (ع) مي فرمايد:
«از جمله مواعط لقمان به فرزندش اين بود كه: فرزندم اگر درباره مرگ شك داري، خواب را از خودت دور كن و كاري مكن كه هرگز نمي تواني چنين كني. و اگر در زنده شدن روز قيامت شك داري، بيدار شدن از خواب را از خودت دور كن و كاري كن كه پس از خواب هرگز بيدار نشوي و اين كار را هم نمي تواني بكني. اگر در اين دو امري كه گفتم فكر كني، مي فهمي كه نفس و جان تو به دست غير توست. خواب به منزله مرگ و بيداري پس از خواب به منزله برانگيخته شدن پس از مرگ است.»
وقتي انسانها برانگيخته مي شوند چيزي كه بر مردم غافل و گناهكار روشن است و آنها را به شدت رنج مي دهد، توجه به عمر ناچيز و زود گذر دنيا و مسئوليت عظيمي است كه هم اكنون در مقابل تمام اعمال خويش دارند. همه انسانها به خود مي آيند اما اين آگاهي ديگر تأثيري در سرنوشت آنها ندارد. خودآگاهي مفيد آن است كه انسان در اين دنيا خويشتن را بشناسد و از فرصت زندگي استفاده كند.

14. تجسم اعمال
- تجسم اعمال و نيات:
يكي از تفاوتهاي مهم بين جهان قبل و بعد از مرگ، مسأله تجسم و تمثل اعمال است. از آيات و روايات برمي آيد كه اعمال خوب و بد انسان ها به گونه اي كه بر ما مجهول است در عالم برزخ و قيامت مجسم مي گردند و صاحب عمل، حقيقت عمل خود را مشاهده مي كند، جالب آنكه نه تنها كارهاي بدني و ظاهري بلكه نيت هاي خوب بد مردم كه عمل روحي آنهاست، نيز تجسم مي يابند. امام صادق (ع) ضمن حديث مفصلي فرموده است:
«وقتي مؤمن را در قبرش مي گذارند، دري به رويش گشوده مي شود و جايگاه خود را در بهشت مي بيند و از آن در مردي با چهره زيبا وارد مي شود كه به آن زيبايي كسي نديده است و مي گويد من عقيده خوب تو هستم كه بر آن عقيده بودي و عمل صالح تو هستم كه انجام مي دادي»
و همين امر در مورد كافر در قالب يك شخص زشت رو محقق مي شود. از روايات مختلف چنين استنباط مي شود كه ظاهراً اغلب اعمال به صورت يكجا بر انسان متمثل مي شوند. اما برخي اعمال هم وجود دارند كه تمثل مستقل دارند، در مورد دوم مثلاً پيامبر اكرم (ص) فرموده است:

«بهشت زميني هموار است و «سبحان الله و بحمده» نهالي است كه در آن نشانده مي شود.»

- شبهه درباره تجسم اعمال؛
- پاسخ به شبهه:
1. دلالت صريح آيات و روايات؛
2. ضرورت توجه به نيت و باطن عمل؛
3. عمل دانستن امور معنوي: شايد كسي سؤال كند كه آيا مي توان كلمه «عمل» را در مورد امور معنوي مانند ايمان و نيت خالص به كار برد؟ پاسخ اين پرسش مثبت است و در سخن اولياي دين بارها به كار رفته است. ابو عمرو زيدي از امام صادق (ع) سؤال كرد:«كدام عمل نزد خداوند افضل است.» فرمود:

«آن عملي كه خداوند هيچ عملي را بدون آن قبول نمي كند.»

سؤال كرد: «آن چيست؟» فرمود:

«ايمان به خداوندي كه خدايي جز او نيست.»

سؤال كرد: «آيا ايمان مجموع گفتن و عمل است يا گفتن بدون عمل است.» فرمود:

«ايمان تماماً عمل است و گفتن قسمتي از اين عمل است.»

سپس فرمود:

«خداوند ايمان را بر تمام جوارح آدمي واجب نموده و هر يك را به وظيفه مخصوص خود موظف ساخته است. آنچه از ايمان بر قلب واجب كرده، اقرار و معرفت و اعتقاد و تسليم بودن به اين است كه خدايي جز الله نيست و او تنهاست و شريكي ندارد و اينكه محمد – صلوات خداوند بر او و خاندانش – بنده و رسول خداست و نيز اقرار به هر آنچه كه از جانب خداوند فرستاده شده خواه پيامبر باشد يا كتاب آسماني. اين اقرار و معرفت ها واجباتي است كه خداوند بر قلب واجب نموده و همين عمل قلب است.»

همچنين اهميت نيت به قدري است كه خداوند عمل را جز با نيت صحيح قبول نمي كند. حضرت علي (ع) فرمود:

«كسي كه نيت ندارد، عمل ندارد و كسي كه علم ندارد، نيت ندارد.»

اگر امور معنوي مثل ايمان و نيت را هم فرعي عمل بدانيم شبهه كساني كه درباره تجسم اعمال ترديد كرده اند پاسخ روشني مي يابد.

15. قرآن كريم و اسامي قيامت
- اسامي قيامت، راهي براي شناخت ابعاد مختلف قيامت:
روز قيامت داراي ابعاد گوناگوني است و يكي از راه هايي كه مي تواند تا اندازه اي روشنگر پاره اي از ابعاد قيامت باشد، اسم هاي آن روز در قرآن كريم است كه در اين گفتار برخي از آنها را مرور مي كنيم:
1. روز حق: قرآن كريم مي فرمايد:

«ذلكَ اليَومُ الحَق»

حق در زبان عربي به معناي متعددي به كار رفته است. به كار رفتن اين كلمه در مورد معاد اغلب براي بيان دو معناست: يكي حق به عني مطابق با واقع و ديگري حق به معناي عدل.
الف. حق به معناي مطابق با واقع؛
ب. حق به معني عدل؛
2. روز فصل؛
3. روز آشكار شدن رازهاي پنهان؛
4. روز حسرت؛
5. روز خسران؛
6. روز مواجهه:
الف. مواجهه مردم با فرشتگان؛
ب. مواجهه مظلوم با ظالم؛
7و8. روز جمع و روز تغابن؛
9. روز بي خاصيت شدن مال و اولاد:
دنيا دار تزاحم است و انسان ها براي آنكه به خواسته هاي خود برسند، تلاش مي كنند به قدرتي دست يابند و مشكلات پيش روي خود را بردارند. قدرت هايي كه در دنيا منشأ اثرند، شكل هاي گوناگوني دارند. برخي از راه محبوبيت اجتماعي وارد مي شوند، برخي قدرت علمي را به كار مي گيرند، برخي از راه گردآوري ثروت كسب قدرت مي كنند و عده اي از حمايت برادران و فرزندان و اقوام خود بهره مي جويند. اما در روز قيامت همه اينها بي اثر مي شود و حاكم و فرمانرواي مطلق، خداوند است و در پيشگاه او نه كسي براي حفظ حقوق خود به قدرت دفاعي نيازمند است و نه كسي به اتكاي اين قدرت ها مي تواند به حقوق ديگران تجاوز كند. براي همين قرآن كريم در وصف اين روز فرموده است:

«يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَي اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»
«روزي كه هيچ مال و فرزندي سود نمي دهد؛ مگر كسي كه دلي پاك نزد خدا بياورد»

16. قيامت و مواقف حساب
1.دشواري و سنگيني وقوع قيامت:
آدمي وقتي در خواب عميق است، گاه پس از آنكه به قدر كافي خوابيد بيدار مي شود و گاه با يك صداي مهيب از خواب مي پرد و دچار هيجان و سردرگمي مي شود. طبق آيات و روايات، برانگيخته شدن انسانها در قيامت همانند بيدار شدن دوم است. اين وضعيت كوبنده در قرآن كريم اين گونه تعبير شده است:

«الْقَارِعَةُ مَا الْقَارِعَةُ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ»
(كوبنده؛ چيست كوبنده؛ و تو چه داني كه كوبنده چيست؛ روزي كه مردم چون پروانه هاي پراكنده گردند).

امام سجاد (ع) فرمود:

«شديدترين ساعات آدمي سه ساعت است: اول ساعتي كه ملك الموت را مي بيند، دوم ساعتي كه از قبر برمي خيزد و سوم ساعتي كه در پيشگاه الهي حضور مي يابد و يا رهسپار بهشت مي شود يا راهي آتش.»

- علل ترس در روز قيامت:
1. پرونده سياه اعمال؛
2. از بين رفتن اسباب دنيوي؛
3. عدم هر گونه شفاعت باطل.
- انواع ظلم مورد مؤاخذه؛
- مواقف و سؤال هاي مختلف در قيامت:
1و 2. عمر و جواني؛
3.امور مالي؛
4. حب اهل بيت؛
5. رفتار با همسر؛
6. دوست و همنشين؛
7. ساير موجودات: سؤلاتي كه در مواقف قيامت پرسيده مي شود، منحصر به حقوق انسانها نسبت به يكديگر نيست، بلكه انسانها در مورد حيوانات و حتي در مورد زمين ها مورد سؤال واقع مي شوند. امام علي (ع) فرمود:
«در مورد بندگان خدا و سرزمين هايش تقوا پيشه كنيد، چرا كه در پيشگاه الهي مسؤول و مورد سؤال هستيد. حتي در مورد زمين ها (بقاع) و چارپايان (بهائم)»

در احاديث است كه اگر كسي حيواني را اذيت كند يا صاحب حيواني، به موقع به حيوان خود آب و غذا ندهد، در روز قيامت مورد مؤاخذه واقع خواهد شد. همچنين در مورد زمين ها، اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود:

«كسي كه با داشتن آب و خاك فقير بماند [و از آن براي كشاورزي استفاده نكند] خداوند او را از رحمت خويش دور مي كند.»

17. نامه عمل (قيامت و كيفر ستمكاران)
- قطعي بودن كيفر ستمكاران:
بسياري از مردم در گذشته و حال تحت تأثير هواي نفس خود هستند و مرتكب اعمال ظالمانه مي شوند و از مجازات فرار مي كنند. بي گمان خداوندبه احوال ظالم و مظلوم آگاه است و نمي گذارد حق مظلوم پايمال شود و علاوه بر وضع قوانين در دنيا، معاد را قرار داده كه هيچ كس راه فراري از آن ندارد. قرآن كريم مي فرمايد:

«وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء»
(و خدا را از آنچه ستمكاران مي كنند غافل مپندار جز اين نيست كه [كيفر] آنان را براي روزي به تأخير مي اندازد كه چشمها در آن خيره مي شود؛ شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمي زنند و [از وحشت] دلهايشان تهي است).
- نامه عمل و هدايت تشريعي؛
- ثبت اعمال بعد از مرگ؛
- انواع نامه عمل:
1. نامه عمل فردي؛
2. نامه عمل جمعي؛
3. لوح محفوظ.
- ثبت حقيقت عمل در نامه عمل؛
- نامه عمل خوبان و بدان:
قرآن كريم كتاب اعمال مردم را به اعتبار صاحبان كتاب به دو قسمت تقسيم كرده است. يكي كتاب ابرار، يا كساني كه نامه عملشان را به دست چپشان مي دهند. البته قرآن كريم در جايي پس از ذكر اصحاب راست و چپ، از مقربان نام مي برد كه آنها متمايز از تمام مردم هستند و اينان پيامبران و اولياي خاص الهي اند كه معلمين مدرسه انسان سازي و چراغ هدايت انسانها بودند و بدون حسابرسي وارد بهشت مي شوند.

18. نيت و ارزيابي عمل
- نيت، معيار تفاوت مؤمن و كافر در اعمال نيك:
يك فرد الهي وقتي كار نيك انجام مي دهد، ممكن است مورد تشويق مردم واقع شود. اما حتي اگر از خدماتش تقدير نشود، دلسرد نمي گردد؛ زيرا به پاداش الهي اميدوار است، اما يك شخص مادي كارهاي خوبي كه انجام مي دهد، فقط براي كسب شهرت و آبروي اجتماعي و توجه مردم است و طبيعي است كه چنين كسي در اين معامله فقط پاداش مردم را طلب كرده و در آخرت بهره اي ندارد. قرآن كريم مي فرمايد:

«مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ»
كسي كه كشت آخرت را بخواهد براي وي در كشته اش مي افزاييم و كسي كه كشت اين دنيا را بخواهد به او از آن مي دهيم و در آخرين او را نصيبي نيست.
- شرك خفي، انحراف در نيت؛
- خلوص نيت ومراتب آن؛
- وضعيت اخروي دانشمندان مشرك؛
- حبط و تكفير اعمال:
الف. آفت پذيري اعمال صالح (حبط عمل):
1. شرك به خداوند؛
2. ارتداد از دين حق؛
3. كفر به آيات خدا و روز جزا؛
4. قتل پيامبران و مناديان عدل و قسط؛
5. ممانعت از حق ومخالفت با رسول اكرم (ص)؛
6. هدف قرار دادن دنيا؛
7. حبط اجر صدقه به خاطر منت گذاشتن.
ب. تكفير سيئات:
1. ايمان آوردن كفار و مشركان؛
2. شهادت در راه خدا؛
3. اجتناب از گناهان كبيره؛
4. صدقه پنهان براي خدا.
- ثمره حبط و تكفير در خوف و رجا:
حبط و تكفير در تعاليم اسلام دو جريان مداومي است كه مي تواند اوضاع و احوال ما را در پيشگاه الهي تغيير دهد. اميد به تكفير گناهان و ترس از حبط اعمال صالح به افراد با ايمان تعادل روحي مي بخشد و آنان را بين خوف و رجا نگه مي دارد. اهميت خوف و رجا به قدري است كه امام صادق (ع) فرمود: « از جمله گناهان كبيره، حقوق والدين و يأس از رحمت خدا و ايمن دانستن خود از مكر الهي است.» اعتقاد به حبط و تكفير، آدم را متذكر اين نكته مي كند كه تا آخرين لحظه حيات دنيا مي تواند وضعيت خود را تغيير دهد پس نه به كارهايي كه انجام داده مغرور شود و نه اگر گناهي مرتكب شده از بازگشت مايوس گردد.

19. قيامت و حكومت عدل الهي
- شرايط تحقق عدالت در جامعه:
ضرورت زندگي اجتماعي ايجاب مي كند كه اعضاي جامعه آزادي خود را محدود نمايد و در راه اقناع غرايز خويش، به حقوق ديگران تجاوز نكنند. نيل به اين هدف مبتني بر سه شرط اساسي است:
1. وجود قانون عادلانه، كه در آن مرز حق و باطل مشخص شده باشد.
2. حاكميت قانون، به نحوي كه افراد قدرتمند نتوانند قانون را نقض كنند.
3. مجازات متخلفين، يعني قضات عالم و عادل و شجاعي بر كرسي قضا مستقر باشند كه افراد متخلف را در هر مقامي تحت تعقيب قرار دهند.
- مقايسه برقراري عدالت در دنيا و در آخرت؛
- ويژگي هاي محكمه عدل الهي؛
1. حاكميت الهي؛
2. حكم بر اساس عدل؛
3. بي اثر بودن روابط دنيوي؛
4. شاهدان روز جزا و عدم امكان انكار جرم:
الف. شهادت اعضاء و جوارح؛
ب. شاهد بودن قاضي؛
ج. شهود امت ها؛
د. شهادت فرشتگان؛
هـ. شهادت زمين؛
و. شهادت روزها؛
ز. شهادت نعمت ها:
امام علي (ع) فرمود:
«براي نعمتي كه در اختيار داريد، همنشين خوبي باشيد پيش از آنكه از نزدتان برود زيرا نعمت، خواه ناخواه، زايل مي شود و شهادت مي دهد كه صاحب آن نعمت، درباره آن چه رفتاري داشته است.»

20. اميد به رحمت يا حسن ظن به خدا
- عدل و فضل، عامل خوف و رجا:
در روز جزا ظلمي نخواهد بود و هر حكمي يا ناشي از عدل خداوند است يا ناشي از فضل. و عفو الهي. در بحث عدل، محاسبه دقيق عمل مورد نظر است و در زمينه عفو، سخن از تفضل و رحمت الهي است، رحمتي كه بقدري گسترده است كه شيطان را هم به طمع مي اندازد: امام صادق (ع) فرمود: « وقتي روز قيامت فرا مي رسد خداوند تبارك و تعالي رحمت خود را آنقدر گسترش مي دهد كه حتي ابليس هم به رحمت او طمع مي كند » توجه به رحمت و فضل خداوند، انسان مؤمن را به نجات از عذاب اميدوار مي سازد، و توجه به عدل الهي عامل خوف از عذاب است. اگر خداوند بخواهد فقط بر اساس عدل رفتار كند، هيچكس از عذاب رهايي نخواهد يافت:

« ولَولا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُم وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَي مِنْكُم مِّنْ اَحَدٍ أبَداً وَلَكِنَّ اللهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاء وَاللهُ سَميعٌ عَليمٌ»
(و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمي شد ولي [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مي گرداند و خدا[ست كه] شنواي داناست)

- اهميت فضل الهي براي نجات از عذاب و صعود به مراتب عالي؛
- راه كسب شايستگي براي تفضل الهي؛
- خوف و رجا در حسن ظن به خدا:
نكته مهمي كه در حسن ظن به خدا بايد مورد توجه باشد اين است كه اميد به رحمت نبايد باعث خونسردي و غرور مردم شود. به امام صادق (ع) عرض شد كه كساني پيوسته گناه مي كنند و مي گويند ما به رحمت خدا اميدواريم و همين روال را تا زمان مرگشان ادامه مي دهند. فرمود:


«اينها فقط به آرزوهاي خود عمل مي كنند و دروغ مي گويند كه به رحمت خداوند اميد دارند. كسي كه امير چيزي را داشته باشد آن را طلب مي كند و كسي كه از چيزي ترسد از آن فرار مي كند.»

همچنين فرمود:

«حسن ظن به خدا، آدمي را به حسن عبادت مي خواند و انسان مغرور است كه به گناه ادامه مي دهد و آرزوي مغفرت دارد.»

درواقع حسن ظن صحيح انسان را در مقام خوف و رجا نگه مي دارد. امام صادق (ع) فرمود:

«حسن ظن به خداوند اين است كه جز به خداوند اميد نداشته باشي و جز از گناه خويش نترسي.»
21.مكتب پيامبران و ايمان به غيب
- تمايل به محسوس، مانع ايمان به غيب: بشر در اين سراي مادي و جهان محدود طبيعت، مجذوب حسّ و محسوسات است و مي خواهد تمام اشياء را از دريچه حس مشاهده كند ...
و همه چيز را به گونه اي لمس نمايد از اين رو پذيرش امور غير محسوس براي او بسي دشوار است. تمايل طبيعي بشر به محسوسات، مانع بزرگي در راه پيشرفت مكتب آسماني پيامبران الهي بوده و نمي گذارد تعاليم سعادت بخش آنان با سرعت گسترش يابد. زيرا برگزيدگان الهي مي خواستند مردم را متوجه ماوراي طبيعت نمايند ولي آنان خواهان امور محسوس بودند و چيزهايي را كه ديدني يا شنيدني يا لمس كردني و خلاصه ملموس باشد، طلب مي نمودند. در قرآن شريف آمده است:

ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ هُدي لِلْمُتَقينَ. اَلَّذينَ يُؤمِنونَ بِالْغَيْبِ.
(اين كتاب، كه بي شك وحي الهي و كتاب آسماني است، راهنماي متقيان است. آنان كساني هستند كه به غيب و واقعيت هاي نامحسوس ايمان دارند.)

- مشاهده غيب ها در قيامت،
- شرك، مهمترين گرفتاري قيامت: نفرين كنندگان، با گفتن كلمه اطعنا به منشأ بدبختي و گرفتاري قيامت خود اشاره مي كنند و در واقع مي خواهند بگويند: عذابي كه هم اكنون دچار آن هستيم، براي اطاعت هاي نارواي ماست. توضيح مطلب اينكه: در مكتب اسلام، شرك در عبادت دو شاخه دارد. يكي شرك در پرستش است و آن ديگر شرك در اطاعت، و اين هر دو در قرآن شريف آمده است. درباره شرك در عبادت به معني پرستش مي فرمايد:

قالُوا نَعْبُدُ اَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفينَ.
(قوم ابراهيم گفتند، ما اين بتها را مي پرستيم و هر روز براي پرستش آن ها مقيم بتخانه ايم.)

و درباره شرك در عبادت به معني اطاعت مي فرمايد:

اَلَمْ اَعْهَدْ اَلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ اَنْ لاتَعبُدُوا الشَّيطانَ اِنَهُ لَكُم عَدُوُّ مُبينٌ.
(اي فرزندان آدم، آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را عبادت ننماييد كه او دشمن آشكار شماست.)

آشكار است كه مراد از عبادت در اين آيه اطاعت است نه پرستش.

22. كلمه توحيد و رستگاري
- توحيد مهم ترين عامل رستگاري در آخرت: به موجب آيات قرآن شريف و روايات اولياي اسلام، در عالم آخرت نيز هيچ بك از عوامل سعادت و نجات مانند ايمان به خدا و يكتاپرستي در سعادت و رستگاري انسان ها مؤثر نيست و نمي تواند موجبات نجاتشان را فراهم آورد، آنان را از مواقف قيامت به سلامت بگذارند و در بهشت جاودان مستقرشان سازد. همچنين در عرصه قيامت هيچ يك از عوامل بدبختي و شقاوت، مانند نفي باري تعالي و شرك به خدا موجب گرفتاري بشر نيست و نمي تواند افراد را به تباهي و سقوط نهايي بكشاند و به عذاب ابدي دوزخ گرفتارشان نمايد. بزرگترين كوشش انبياي الهي در ادوار مختلف آن بود كه به وسيله به كار گرفتن انديشه و خرد، با شرك مبارزه كنند، بت و بت پرستي را به هر شكل كه باشد براندازند، مدعيان الوهيت را سركوب كنند، مردم را مؤمن بار آورند و آنان را از بردگي و بندگي غير خدا آزاد سازند. در حديث است كه پيامبر گرامي در اوايل دعوت به مردم مي فرمود: اي مردم، لا إله إلا الله بگوييد تا رستگار شويد.
شرايط پذيرش كلمه توحيد:
1. داشتن اخلاص و تأثير در عمل؛
2. ترجيح دين بر دنيا؛
3.معرفت و محبت به امام: يكي ديگر از شرايط كلمه توحيد براي امت اسلام و پيروان نبي گرامي، معرفت امام و حب اهل بيت (عليهم السلام) است. موقعي كه حضرت رضا (ع) به نيشابور رسيد و مي خواست از آنجا عبور كند، اصحاب حديث در اطرافش گرد آمدند و از ايشان طلب حديث كردند. امام (ع) در محمل نشسته بود. سر از محمل بيرون آورد و فرمود:

«از پدرم موسي بن جعفر شنيدم كه او از پدرش جعفر بن محمد شنيده و او نيز از پدرش و جدش تا علي (ع) كه فرمود: از رسول گرامي شنيدم كه فرمود: از جبرئيل شنيدم كه مي گفت: كه از حضرت باري تعالي عز و جلّ شنيدم كه فرمود: لا إله إلا الله قلعه من است و آن كس كه در قلعه من وارد شود از عذاب من ايمني خواهد داشت.»

پس از آنكه مركب حامل محمل حركت نمود ما را ندا داد كه: «البته كلمه توحيد شروطي دارد و من از شروط آن هستم.»

23. قيامت يا روز حساب
- روي حساب بودن نظام عالم: تمام اجرام كيهاني و همه اجزاي اين جهان با عظمت، به مشيّت خداوند دانا و توانا با اندازه گيري هاي حكيمانه بنيان گذاري گرديده و بر اساس محاسبه آفريده شده است. مثلاً بدن انسان كه از جمله آفريده هاي خالق جهان است بر اساس محاسبه و اندازه گير ي هاي حكيمانه پايه گذاري شده است و بيماري يا ناتواني يك انسان، عبارت از بر هم خوردن تعادل طبيعي و ناموزون شدن قسمت هايي از بدن است. حجم اجرام بزرگ و كوچك سماوي، فواصل اجرام با يكديگر، حركات هر يك از آن ها در مدار خود، و وضع و محاذات مجموعه آن ها با يكديگر در فضاي بي كران عالم طبيعت، همه حساب شده و متوازن است. قرآن شريف درباره آفتاب و ماه فرموده:

اَلشَمْسُ وَالقَمَرُ بِحُسْبانٍ
(جريان خورشيد و ماه بر اساس محاسبه است.)
- نحوه محاسبه از نيّات انسان ها؛
- افراد مورد محاسبه در قيامت؛
- افراد بدون محاسبه در قيامت؛
1. مقربان؛
2. مشركان و ائمه كفر؛
3. موارد خاص.
- ضرورت محاسبه نفس براي تسهيل حسابرسي اخروي؛
- كيفيت رسيدگي به حساب خلق:
1. محاسبه سهل گيرانه؛
2. محاسبه سخت گيرانه.
- مهمترين مسأله مورد حسابرسي در قيامت؛ ظلم به ديگران: مهمترين موضوعي كه در عرصه قيامت مورد بازخواست واقع مي شود و افراد را براي حل و فصل آن در موقف نگاه مي دارند، مسأله ظلم و رسيدگي به حساب ستمكاران و ستمديدگان است. امام علي (ع) مي گويد:

قسم به خدا اگر شبي را تا صبح روي خارهاي تيز و برنده بيدار بمانم يا با غل و زنجيرم ببندند و روي همان خارهايم بكشند، براي من بهتر و قابل تحمل تر است از اينكه روز قيامت، خدا و رسولش را ملاقات نمايم با پرونده اي كه حاكي از ظلم من نسبت به بعضي از بندگان خدا باشد يا از تصرف غاصبانه من در چيزي از اموال مردم حكايت نمايد.

24. ميزان در نظام تكوين و تشريع و قيامت
- معناي وزن و ميزان: وزن، در لغت بمعني شناخت قدر و اندازه اشياء است و ميزان، وسيله اندازه گيري آن هاست. با توجه به اينكه چيزهاي قابل اندازه گيري و توزين با هم متفاوتند، قهراً وسايل اندازه گيري آن ها نيز متفاوت خواهد بود، ولي تمام وسايل از جهت تعيين مقدار با هم مشتركند و همه آنها ميزان خوانده مي شوند. بنابراين ترازو و باسكول در سنگيني، ذرع و متر در مساحت، طراز و شاقول در ساختمان، درجه تب و دستگاه فشار خون در طبّ، عقربه هاي ولت متر و آمپر متر در برق، عقربه هاي بنزين و سرعت در اتومبيل و ديگر وسايل سنجش در چيزهاي ديگر، همه ميزانند.
- ميزان در نظام تكوين؛
- ميزان در نظام تشريع؛
- ميزان در قيامت؛
- ميزان در دنيا و آخرت.
- توجه به ابعاد مختلف عمل هنگام وزن كردن آن:
1. خلوص؛
2. عقل؛
3. علم: سومين عاملي كه روز جزا در توزين حسنات مردم مؤثر است، وزن و قدر عمل را بالا مي برد و به كفه ميزان صاحب عمل سنگيني مي بخشد، بُعد علم است. امام صادق (ع) فرموده:

يك ركعت نمازي كه فقيه عالم به جا مي آورد، افضل و برتر از هفتاد هزار ركعت نماز عابد است.

و نيز از آن حضرت است كه فرمود:

چون روز قيامت فرا رسد، عالم و عابد به امر الهي برانگيخته مي شوند. وقتي هر دو در پيشگاه الهي حضور يافتند، به عابد گفته مي شود به بهشت برو و به عالم گفته مي شود به مقدار حُسن تأديبت از مردم شفاعت نما.

25.حشر پاكان و ناپاكان
- تفاوت كيفيت حشر انسان ها: كيفيت حشر خلايق در روز جزا يكسان نيست و مردم با ظواهري متفاوت وارد عرصه قيامت مي شوند. اين تفاوت ظاهري، روشنگر درستي و نادرستي عقايد و معرف خوب و بد اعمال آنان است و بر اساس همين تفاوت، پيش از آنكه محاسبه انجام شود و سرنوشت افراد تعيين گردد، مردم تا اندازه اي به وضع واقعي خود و دگران پي مي برند.
الف. حشر متقين:
1. ورود با احترام؛
2. نور داشتن؛
3. چهره نوراني داشتن.
ب. حشر گناهكاران و مشركان؛
- حسابرسي مايه اضطراب و اميد؛
- اقسام گناهان از نظر قابليت بخشش:
1. گناه نابخشودني:
2. گناهان قابل بخشش:
الف. حق الله؛
ب. حق الناس:
- نحوه استيفاي حق الناس؛
- چگونگي عفو خداوند در حق الناس؛
- شرط مشيت الهي در عفو، مانع غرور مؤمنان: براي آنكه اميد به عفو و بخشش الهي مايه غرور و خودسري افراد با ايمان نشود، خداوند حكيم آمرزش گناهان را به طور مطلق به مردم وعده نداده است، بلكه در صريح كتاب مجيد مغفرت گناهان را به مشيت خود معلق فرموده و خاطر نشان ساخته است كه مغفرتش نصيب كساني مي گردد كه خداوند خواسته باشد. ما نمي دانيم مشيت الهي در عفو گناهان شامل چه گروهي مي شود و چه گروهي را شامل نمي گردد و همين امر مانع مي شود كه انسان ها اميد بيهوده پيدا كنند و به اميد عفو، به انجام گناهان بپردازند.

26.صراط دنيا و صراط آخرت
- معني صراط: صراط و سبيل به معني راه رسيدن به مقصد و هدف است، با اين تفاوت كه صراط اغلب در مورد راه هاي خير و سعادت بخش به كار برده مي شود و از آن به صراط مستقيم تعبير مي نمايند و سبيل داراي معني وسيعتري است. راغب در مفردات مي گويد: كلمه سبيل درباره هر چيزي كه وسيله رسيدن به چيز ديگر است به كار مي رود. خواه آن شيء مورد نظر خير باشد يا شر.
- صراط اجباري و اختياري؛
- صراط آخرت، باطن صراط دنيا؛
- پيروي از امام، صراط در دنيا؛
- دشواري عبور از صراط؛
- شرايط عبور از صراط؛
- انواع عبور از صراط؛
- انسانيت، صراط الهي؛
- امكان سرعت گرفتن در عبور از صراط: افراد با ايماني كه در دنيا صراط مستقيم الهي را به درستي پيموده و مقررات ديني را در جميع شؤون رعايت نموده اند، از صراط قيامت به سلامت مي گذرند. ولي به موجب بعضي از روايات پاره اي از اعمال خوب در شرع مقدس آنقدر پرارزش و مهم شناخته شده كه خداوند عامل آن عمل را در گذشتن از صراط ياري مي دهد و از سختي ها و مشكلاتش مي رهاند. امام سجاد (ع) فرموده است:
هر كس از برادر خود عقده غمي را بگشايد و او را از غصه برهاند، خداوند اندوه قيامت را ره هر مقدار كه باشد بر وي مي گشايد و هر كس برادر مظلوم خود را در دفع ظلم ظالم ياري نمايد، خداوند او را در عبور از صراط و موقع لغزش قدم ها ياري مي فرمايد.

27. شفاعت در نظام تكوين و تشريع و روز جزا
- شبهه در شفاعت: به موجب آيات متعددي كه در قرآن شريف آمده و همچنين طبق روايات بسياري كه عامه و خاصه از اولياي گرامي اسلام نقل نموده اند، شفاعت پيامبران خدا و ائمه معصومين (ع) و ديگر پاكان و نيكان كه از طرف حضرت باري تعالي مجاز در شفاعتند، يكي از مسائل حتمي و قطعي روز جزاست. با اين حال ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب از دو آيه كه در قرآن سريف آمده، برداشت نادرست نموده و شفاعت خواهي را شرك به خدا پنداشته اند و بر اثر اين خطاي فكري بين مسلمانان اختلاف كلمه ايجاد نموده اند. آن دو آيه اين است:
1.
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ.
(آگاه باشيد كه دين خالص و منزه از شرك براي خداوند است و آنانكه غير خدا را به ولايت گرفته اند و مي گويند آن ها را نمي پرستيم مگر از آن جهت كه هر چه بيشتر و بهتر ما را به خدا نزديك نمايند، خداوند درباره آنان و روشي كه مايه اختلافشان گرديده حكم خواهد نمود.)

2.
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ.
(مشركين، جز خداوند موجوداتي را پرستش مي كنند كه نمي توانند به آنان سود و زياني برسانند و مي گويند اين بت ها در پيشگاه الهي شفعاي ما هستند.)

- پاسخ شبهه بر اساس تفكيك شفاعت خواهي مشروع و غيرمشروع:
الف. چيستي شفاعت؛
ب. تعيين محل نزاع؛
ج. ربوبيت خداوند در تمام شؤون عالم؛
د. چگونگي شفاعت در نظام عالم؛
هـ. شفاعت فقط به اذن خداوند.
- بيان چند مثال:
1. شفاعت در رزق؛
2. شفاعت در ياري؛
3. شفاعت در هدايت؛
4. شفاعت مغفرت.
- شرط شفاعت پيامبران؛
- شفاعت قرآن؛
- مشمولان شفاعت پيامبر؛
- ساير شفيعان قيامت: به موجب روايات، گروه شهيدان و همچنين افراد با ايمان و درستكار با اجازه خداوند در عرصه قيامت از گنهكاران شفاعت مي نمايند. رسول اكرم (ص) فرمود:

سه گروه نزد پروردگار شفاعت مي كنند و شفاعتشان پذيرفته مي شود. اول پيامبران، دوم علما و سوم شهداي راه خدا.

28. بهشت و دوزخ
- موجود بودن بهشت و جهنم: از جمله مسائل بسيار پيچيده و سؤال برانگيز در بحث معاد، مسأله بهشت و دوزخ است. يكي از سؤالاتي كه گاه مطرح مي شود اين است كه آيا بهشت و دوزخ هم اكنون آفريده شده و در عالم هستي وجود دارند يا آنكه در عالم آخرت آفريده مي شوند؟ در صورت مخلوق بودن آيا هم اكنون با تمام مزايا و خصوصياتي كه در عالم آخرت خواهند داشت، وجود دارند يا آنكه قبل از قيام قيامت واجد مرتبه اي از هستي هستند و در عالم آخرت مانند ساير موجودات به كمال نهايي خود مي رسند؟
پاسخ سؤال اين است كه به موجب بعضي از روايات كه از اولياي گرامي اسلام رسيده، بهشت و دوزخ هم اكنون آفريده شده و موجودند. عبدالسلام بن صالح هروي مي گويد: از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) درباره بهشت و دوزخ پرسش نمودم كه آيا اين دو امروزه آفريده شده و مخلوقند؟ در پاسخ فرمود:

بلي، رسول گرامي (ص) در معراج داخل بهشت شده و دوزخ را نيز ديده است.

عرض كردم: كساني مي گويند بهشت و دوزخ دو امر مقدر هستند تا كنون آفريده نشده اند. فرمود:

گويندگان اين سخن از ما نيستند و ما هم از آنان نيستيم. كسي كه خلقت بهشت و دوزخ را انكار نمايد پيامبر اسلام و ما را تكذيب نموده است.

- اوصاف بهشت و جهنم:
1. گستردگي و وسعت؛
2. بهشت تفضل است و دوزخ استحقاق؛
3. غيرقابل وصف بودن لذات و آلام؛
4. صاحب درك بودن بهشت و جهنم؛
5.فعليت نهايي خير و شر هر كس: مردم از اين جهت كه آزاد آفريده شده اند ميتـوانند دوران عمر خود را به پاكي بگذرانند، مسير سعادت را طي كنند و به گروه بهشتيان بپيوندند و مي توانند راه ناپاكي در پيش گيرند، به انحراف و شقاوت گرايش يابند و در صف جهنميان محشور شوند. بنابراين هر انساني در دنيا از جهت قابليت واستعداد واجد دو بُعد و داراي دو زمينه است. يكي سعادت و آن ديگر شقاوت. با توجه به اينكه آخرت هر انساني بازتاب دنياي خود اوست، اين دو موضع و موقعيت در آنجا براي او نيز خواهد بود. با اين تفاوت كه يكي از آن دو بر اثر اعمالي كه در دنيا انجام داده به فعليت رسيده و تحقق يافته است و آن ديگر دورنمايي است از استعداد و قابليت. جالب آنكه به موجب روايات عامه و خاصه هر كس در آخرت بر اثر اعمال دنياي خود به يكي از دو موضع ثواب يا عقاب دست يابد، موضع ديگرش را كه شأن قابليتش بوده به وي ارائه مي دهند و همين امر در روان او اثري بسيار عميق مي گذارد. رسول اكرم (ص) فرمود:

هر فردي از اهل آتش جايگاه خود را در بهشت مي بيند. افسوس مي خورد و مي گويد اي كاش هدايت مي يافتم و در دنيا راه حق مي پيمودم. هر فرد بهشتي نيز جايگاه خود را در آتش مشاهده مي كند حمد خدا مي گويد و شكر نعمت به جاي مي آورد.

29.بهشتيان و دوزخيان
- ويژگي زندگي بهشتيان و جهنميان: زندگي اهل بهشت و دوزخ در علم آخرت داراي مزايا و خصايصي است كه با حيات موقت و زودگذر دنيا تفاوت بسياري دارد. برخي از اين تفاوت ها عبارتند از:
1. فنا ناپذيري؛
- نكته.
2. سنخيت بهشتيان و جهنميان با بهشت و جهنم؛
3. تفاوت درجات بين خود بهشتيان و جهنميان؛
4. مكالمه بين بهشتيان و جهنميان؛
5. بهشتيان غرق رحمت و دوزخيان غرق در عذاب؛
6.دوستي بهشتيان و دشمني دوزخيان: از جمله نعمت هايي كه بهشتيان از آن برخوردارند و زندگي بهشت را بر آنان هر چه بيشتر گوارا و مطبوع مي سازد، صفاي ضمير و مهر و محبتي است كه به يكديگر دارند، و از جمله مصائبي كه دوزخيان گرفتار آن هستند و عذاب روحي آنان را تشديد مي كند، دشمني و خصومتي است كه نسبت به هم ابراز مي نمايند. قرآن شريف درباره پاك دلي و برادري بهشتيان فرموده است:

وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَي سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ.
(از قلوب بهشتيان ريشه هاي دشمني و عداوت را بر كنده ايم. اينان همچون برادر با يكديگر برخورد مي كنند و در مجالس سرور و شادماني رو در روي هم قرار مي گيرند.)

و راجع به دوزخيان و خصومت و دشمني آنان با يكديگر آمده است:

اِنَّ ذالِكَ لَحَقٌّ تخاصُمُ اَهْلِ النّارِ.
(بي گمان اين امري است واقع شدني و تحقق پذير كه دوزخيان با يكديگر خصومت و دشمني مي كنند.)

و نيز مي فرمايد:

كَلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُختَها.
(هر گروهي كه از دوزخيان وارد جهنم مي شوند، گروه ديگري را كه قبل از آن وارد شده اند لعنت مي كنند.)
30.تهيه زاد براي سفر آخرت
- اهميت زاد براي معاد: كلمه زاد در لغت عرب به معني توشه مسافر است. كسي كه عازم سفر مي شود و مي خواهد راه درازي را بپيمايد، قبل از حركت، زاد و توشه تهيه مي كند تا بين راه دچار سختي و مضيقه نشود. اولياي گرامي اسلام براي آنكه مردم را وادارند كه در دنيا به فكر آخرت خويش باشند، مكرر در كلمات خود از زاد سخن گفته اند تا به مردم بفهمانند انسان ها در اين عالم مانند مسافرند، بايد از منزل موقت جهان دل برگيرند و رهسپار آخرت شوند. امام علي (ع) فرموده است:

در دنيا از دنيا توشه برداريد تا فردا از آن بهره گيريد و خويشتن را از خطرات برهانيد.

- زادهاي آخرت:
1. تقوا:
2. ساير اعمال نيك.
- زادهاي نامناسب براي آخرت؛
- ضرورت انديشيدن درباره وضع خود در آخرت: كساني كه به عالم بعد از مرگ مي انديشند و به سعادت و سلامت فرداي خود علاقه دارند، بايد همواره متوجه اعمال امروز خويشتن باشند و ببينند از منزل گذران اين جهان براي جهان بعد چه توشه اي برمي دارند. قرآن شريف مي فرمايد:

يآاَيُّها الَّذين اَمَنُوا اتَّقوا اللهَ وَلتَنظُر نَفسٌ ما قَدَّمَتْ لَغَدٍ وَاتَّقوا اللهَ اِنَّ اللهَ خَبيرٌ بما تَعمَلُونَ.
(اي كساني كه ايمان آورده آيد، از عذاب الهي پروا داشته باشيد و اليته هر يك از شما در پرونده عمل خود نظر افكند و ببيند براي فرداي خويش چه فرستاده و پيش از آنكه اين جهان را ترك گويد چه توشه اي از دنيا براي سفر آخرت خود برگرفته است. راه تقوا و پاكي را در پيش گيريد و بدانيد خداوند از تمام اعمالي كه انجام مي دهيد آگاه است.)

خداوند در اين آيه از مؤمنين اكيداً خواسته است كه ببينند كه براي فرداي خود چه فرستاده اند. واضح استكه مقصود از اين ديدن، يك نگاه سطحي و ساده نيست، بلكه مقصود بررسي عميق و بينش آگاهانه است.

2.7/5 - (39)
 
 
 
1393/05/01
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas