در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  مجاز (ma.jaz)
نویسنده :  رقيه ابراهيمي و حميده سلطاني مقدم
كلمات كليدي  :  مجاز، معناي موضوع له، استعمال، علاقه، كنايه، استعاره.
  مجاز در لغت به معنای طریق (راه راست)، گذشتن و عبور کردن و راه گذر است؛ (شیرازی، احمد امین؛ آئین بلاغت، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، 1373، ص 275) و در اصطلاح ادبی به لفظی گفته می‌شود که شاعر در کلام می‌آورد و معنای دیگری غیر از معنای اصلی و ظاهری آن را در نظر دارد و با بکار بردن قرینه‌ای ذهن مخاطب را از معنای ظاهری به معنای باطنی مورد نظر خود رهنمون می‌کند. بنابراین، در مجاز لااقل باید دو معنا باشد که میان آنها «علاقه» و ارتباطی وجود دارد و گوینده کلام با آوردن «قرینه» ای در کلام خود، ذهن شنونده را از معنای حقیقی منصرف سازد و به معنای مجازی کلام برساند.
 بنابراین، مجاز استعمال لفظ در غیر معنای موضوع‌له و اصلی است با وجود قرینه‌ای كه مانع از ارادۀ معنای اصلی باشد و نیز وجود علاقه‌ای، زیرا شرط نقل معنای اصلی (حقیقی) به معنای غیراصلی (مجازی) وجود مناسبتی بین آن دو هست كه این مناسبت را علاقه می‌گویند. وقتی مثلاً گفتیم:
              جهان دل نهاده بر این داستان   
                                         همان بخردان و همان داستان
                                                                       (فردوسی)
  كلمۀ جهان را به معنای غیر موضوع له، یعنی «جهانیان» استعمال كرده‌ایم اما، این استعمال با دو شرط صورت گرفته است: اول با وجود قرینۀ «دل نهادن بر داستان» كه علامت و نشانۀ آن است كه كلمۀ جهان در غیر معنای اصلی خود استعمال شده است زیرا جهان در صورت ارادۀ معنای حقیقی نمی‌تواند دل بر چیزی نهد؛ دوم با وجود مناسبت و علاقه‌یی بین جهان و جهانیان (معنای غیراصلی) كه علاقۀ بین آنها علاقۀ حال و محل است. (صفا: 1373: ص 44-43)
  «علاقه بر دو نوع است؛ علاقۀ همانندی و علاقۀ ناهمانندی. علاقه همانندی بر اساس شباهت است و علاقه ناهمانندی بر اساس وجود علاقه‌ای است غیر از همانندی و شباهت. قرینه نیز دو نوع است قرینۀ صارفه و قرینه ناصارفه. قرینۀ صارفۀ از ورود معنای حقیقی به ذهن جلوگیری می‌كند و قرینۀ ناصارفه بر هر دو معنای حقیقی و غیرحقیقی دلالت دارد».(انوشه: 1381: ص 1224)
  با توجه به نوع علاقه و قرینه، مجاز با كنایه و استعاره فرق دارد. استعاره مجازی است كه قرینۀ صارفه و علاقۀ همانندی داشته باشد. استعاره تنها مجازی است كه تصویرساز و مخیل است. مجاز فشرده‌ترین شكل بیانی كلام است و چون متضمن دلیل است، بهتر از حقیقت مقصود گوینده را بیان می‌كند؛ و كنایه، مجازی است كه همراه قرینۀ ناصارفه بیاید و معنای اصلی و غیر حقیقی را با هم وارد ذهن كند. (همان)
  علاقه‌هایی كه ممكن است بین معانی حقیقی و مجازی وجود داشته باشد، بسیار است و مهمترین آنها عبارتند از:
1-    علاقه كلیت و جزئیت؛ مثل استعمال سر و ارادۀ موی در این بیت جامی:
            سپید شد چو درخت شكوفه‌دار سرم
                                     وزین درخت همین میوۀ غم است برم
2-    علاقه لازمیت و ملزومیت؛ مثل علاقه میان خون و قتل:
           دیدی كه خون ناحق پروانه شمع را
                                   چندان امان نداد كه شب را سحر كند
                                                                (شفایی اصفهانی)
3-    علاقۀ حال و محل؛ مثل استعمال جهان و ارادۀ جهانیان در این بیت:
                جهان انجمن شد بر تخت اوی             
                                         فرومانده از فرّه و بخت اوی
                                                                         (فردوسی)
4-    علاقه مشابهت؛ مثل استعمال سرو و ارادۀ قامت موزون در این بیت:
                 سیه زلف آن سرو سیمین من     
                                          همه تاب و پیچ است و بندوشكن
                                                                    (صفا 44: 1373)
  هنگامی كه مجاز دارای علاقۀ مشابهت باشد، آن را استعاره گویند. علاوه بر این، علائقی دیگر مانند علاقۀ سببیت، علقۀ آلیت، علاقۀ عموم و خصوص و... ممكن است وجود داشته باشد.
  قرینه نیز به دو قسم تقسیم می‌شود: لفظی و معنوی. قرینۀ لفظی آن است كه لفظی به عنوان قرینۀ مجاز قرار گیرد و قرینۀ معنوی آن است كه لفظی در كار نباشد اما، حال و وضع و گفتار گوینده به گونه‌ای است كه دلالت می‌كند بر آنكه مقصود او معنای مجازی است. (همایی: 1376: ص 248)
  مجاز را به مجاز شرعی و عرفی و عقلی و لغوی نیز تقسیم می‌كنند ؛ كه مجاز عقلی و لغوی در ادبیات مورد استعمال است. مجاز عقلی اسناد فعل است به غیر فاعل حقیقی خود؛ مثل:
          سحاب گویی یاقوت ریخت برمینا 
                                   نسیم گویی شنگرف بیخت برزنگار
  مجاز لغوی استعمال لفظ یا جمله است در غیر معنای موضوع له؛ كه این مجاز ممكن است در یك جمله مركب باشد كه اگر در جمله باشد جمله در غیر معنای واقعی خود استعمال می‌شود. (صفا : 1373: ص 38 و 44)
  مجاز لغوی نیز به دو قسمت تقسیم می‌شود: مجاز مرسل و مجاز با استعاره؛ در صورتی كه علاقۀ میان معنای مجازی وحقیقی علاقۀ مشابهت باشد، استعاره است و اگر علاقه به چیزی غیر از مشابهت باشد، مجاز مرسل. (همایی: 1376: ص 250)
«مجاز با سه ویژگی از حقیقت متمایز می‌شود:
1-    اتساع؛ كه هنگام به كار بردن مجاز، نامی بر نام مكانها و جای‌ها افزوده می‌شود.
2-  تشبیه؛ كه مجاز گرفته از شباهت چیزی است با كلمه‌ای كه در معنای غیر حقیقی به كار رفته است.
3-    تاكید؛ كه امری غیر حسی و ناملموس را با مجاز، حسی و ملموس می‌كند.
  عبارت «من به آسایش تو مهمانم» شامل تمام این ویژگی‌هاست.
  از دیدگاه زیبایی شناسی، دو نوع مجاز ارزش هنری بیشتری دارد:
1-  مجازی كه بر مبنای اسطوره ساخته می‌شود، مثلاً در « بسی گوهر داستان سفته‌ام - بسی نامۀ باستان گفته‌ام»، نامۀ باستان در معنای شاهنامه به كار رفته است.
2-  مجازی كه خطاب شاعرانه و شعری دارد، مثل «ای ابر بهمنی نه به چشم من اندری - دم زن زمانكی و بیاسای و كم گری».(انوشه: 1381: ص 1225)
 
 
منابع:
1-   انوشه، حسن؛ فرهنگ نامۀ ادبی فارسی (گزیده اصطلاحات مضامین و موضوعات ادب فارسی) دانش نامۀ ادب فارسی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، 1381، چاپ دوم، ج 2، ص 25- 1223.
2-      صفا، ذبیح الله؛ آیین سخن، تهران، انتشارات ققنوس، 1373، چاپ هجدهم، ص 45- 44-43 و ص73.
3-      همایی، جلال الدین؛ فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران، چاپخانه ستاره، (مؤسسه نشر نما) 1376، چاپ سیزدهم، ص 250، 249، 248 و 157.
4-      شمسیا، سیروس؛ معانی بیان، تهران، انتشارات فردوس، 1374، چاپ ششم، ص 50.
5-      کزاری، میرجلال‌الدین؛بیان 1 زبان شناسی سخن پارسی، تهران، نشر مرکز، کتاب ماده 1368 ، ص 153[1]
6-      شیرازی، احمد امین؛ آئین بلاغت، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، 1373، ص 275.
 
 
 

 


3.9/5 - (20)
 
 
 
1393/08/08
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas