در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  شرق شناسي و ادوارد سعيد
تاریخ  :  1387/09/25
كلمات كليدي  :  شرق شناسي، ادوارد سعيد، گرايش تقسيم جهان به دو نيمه نابرابر، نژاد
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : روانشناسي
نویسنده :  ملاني مك آليستر
مترجم :  سبحان رضايي
  در واقع براي مردم، نژاد مسئله اي است كه با بخشي از ميراث شان در ناحيه اي از كره زمين گره خورده است و بدان شناخته مي شوند، اين مؤلفه مي تواند در آسيا، آمريكاي لاتين، آفريقا و يا حتي خاورميانه باشد در حالي كه اكنون در آمريكا زندگي مي كند. براي مثال، شاعران و يا فعالان اجتماعي آمريكايي آفريقايي تبار، هنگام نوشتن در مورد آفريقا يا خاورميانه همانقدر غريبه پنداشته مي شوند كه نويسندگان سفيدپوست. اين درحالي است كه آنها بارها سخن از جايگزين هايي در برابر هژموني آمريكا آورده اند. هنگامي كه ريچارد رايت ديوار رنگي را كه گزارشي قابل توجه، از كنفرانس آسيايي آفريقايي ۱۹۵۵ باندونگ اندونزي بود، به رشته تحرير درآورد. در حقيقت حتي جزء كوچكي از نوشته اش به «نامعقول» و «مرموز» خواندن مردم جهان سومي كه جنبش عدم تعهدها را شكل مي دهند، نپرداخت بلكه او از تلاششان براي دستيابي به آزادي سخن گفت. او همچنين از حقوق و آزادي هاي آمريكاييان آفريقايي تبار دفاع و حمايت كرد: هوشياري و فهم نژادي او، نگاه خيره شرق شناسي را محكوم نكرد بلكه معني و مفهوم آن را تغيير داد.مادامي كه متخصصان تاريخ آمريكا به تحليل همزمان فرهنگ و قدرت آمريكايي مي پردازند، در واقع بر مسير و زمينه اي حركت مي كنند كه توسط اثر شرق شناسي ترسيم شد. اين ايده در بين سال هاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ به شدت رايج و مستعمل بود: فعالان اجتماعي و نويسندگان از مادام باترفلاي گرفته تا اخبار تلويزيون جنگ ويتنام تا فيلم هايي كه درباره تروريسم در خاورميانه ساخته مي شد، همه براي توصيف هرگونه بازنمايي از بخشي از «شرق»، از اصطلاح «شرق شناسي» استفاده مي كردند. با اين حال همه اين كليشه ها، حتي آنهايي كه بر آسيايي ها يا اعراب كار مي كنند، شرق شناس نيستند آنها مي توانند نژادپرست و يا حتي ناآشناياني باشند كه تصور و تفسيرشان ربطي به منطق خاص شرق شناسي تعريف دودويي، زنانه دانستن شرق و مستبد دانستنش ندارد. براي مثال، در چنددهه اخير، اعراب در فيلم ها بيشتر نماينده اشخاصي به شدت مردسالارند تا زنانه و شهوتران. در چنين شرايطي كه شرق شناسي به اصطلاحي عمومي براي توصيف هرگونه تفسير و تصويري از هرگوشه نيمه شرقي زمين به كار مي رفت، تعريف و توضيح آن نيز به شدت قابل انعطاف شد.با اين حال ما هنوز به تحليل قوي و پيشگامانه سعيد مديونيم. در واقع اين اثر اولين و در عين حال بهترين تحليلي بود كه به وراي مطالعات ساده كليشه اي رفت و در عوض به فهم و تشريح كارها و آثار فرهنگي پرداخت كه توسط نماينده هاي يك تفكر انجام شده بود. البته ما نبايد تنها بر اين نكته تاكيد كنيم كه چنين تصاوير و پنداشت هايي، منفي، نادرست و نوعي سياه نمايي است، بلكه بايد بپرسيم كه چرا كارهاي شرق شناسان، چنين پديده هايي را به وجود آوردند و چه نوع تغيير و تحولاتي در آگاهي ها و خودادراكي ها مي تواند سبب پديدآمدن چنين نتايج و آثاري شود و ديگر آنكه بدانيم حتي با وجود محدوديت هاي تئوريك و تاريخي كالبد شرق شناسي، هنوز هم راهي مفيد و مناسب براي بررسي فهم و رويكرد نوع نگاه اروپايي و آمريكايي هاي آن روزگار است. Berger،1977.امروز در عصر جهاني سازي فرهنگ هاي آشفته فرامليتي و جريان هاي جهاني جمعيت، مي توانيم ظهور دوباره تصورات و انگاشت هاي جغرافيايي را همچون «جهاد و دنياي مك» بنجامين باربر يا اثر ساده انگارانه و در عين حال گمراه كننده «برخورد تمدن ها»ي ساموئل هانتينگتون مشاهده كنيم. بايد توجه داشته باشيم كه جمعيت ها كاملا از هم متفاوتند، اما آرزوها، نيازها و اميدهاي ما در خطوط واضح جغرافيايي يا حتي با تعهد و الزاممان به «مدرنيته» يا «ضدمدرنيته» نظم نمي يابند. در عوض، اگرچه نوع بشر در سراسر جهان متاثر از مدرنيته زندگي مي كند اما در كنار تكنولوژي، جهاني سازي، افزايش جريان اطلاعات و در عين حال توزيع نابرابر منابع صورت هاي كاملا متفاوتي از مردم زندگي مي كنند. بايد بدانيم كه روابط ما با يكديگر، همچون فعل و انفعالات سرمايه جهاني، سطح بندي شده است و همانند معابر جهاني مهاجرت، دشوار و لغزنده است. ما در چنين واقعيت عظيم و پيچيده اي، سخن بنيادي ادوارد سعيد را ناديده گرفته ايم: «گرايش تقسيم جهان به دو «نيمه نابرابر»، كه يكي از آنها با خصوصيات «غيرعقلاني»، «ضددموكراسي» و كاملا برخلاف «ما» مفهوم مي گردد، منطق عقيم تفكر امپرياليستي است.»                              
    
 
 
برگرفته از: روزنامه شرق، شماره  846

 


2/5 - (7)
 
 
 
1393/09/07
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید