در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  ماركسيم
نویسنده :  مصطفی رضایی
كلمات كليدي  :  ماركسیسم، ماركس، مائو، لیبرالسیم، سوسیالسیم، سوسیالسیم علمی، كمونیست، لنین، استالین
ماركسیم (marxism)
 
  در نیمه‌های قرن نوزدهم میلادی كه نظام اقتصادی بازار آزاد - به پشتوانۀ نظریه «دست نامرئی» آدام اسمیت - در سراسر جهان به دنبال سود بیشتر بود، موجب تحول در آرامانها و اهداف رقیب خود یعنی سوسیالیسم شد؛ زیرا نتوانسته بود به برنامه‌های اجتماعی اقتصادی كه در انقلاب فرانسه وعده داده بود، جامۀ عمل بپوشاند. به همین دلیل به گفته انگلس، ماركس در سال 1847 اصطلاح «كمونیست» را با ترجیح نسبت به اصطلاح «سوسیالیست» برگزید؛ زیرا در آن زمان، سوسیالسیم رایحۀ مقبولیت بورژوازی به خود گرفته بود.
  ماركس با تخیلی و آرمانی خواندن سوسیالسیم سن سیمون، فوریه، اُوون و غیره، «سوسیالسیم علمی» یا همان بیانیۀ كمونیست خود را ارائه نمود. او اقتصاد را زیر بنای جامعه در نظر گرفت و همه امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را رو بنای اقتصاد خواند. ماركس با تكیه بر نظریه ماتریالسیم دیالكتیك خود، اقتصاد را پایه و اساس حوادث تاریخ خواند. او تحت تأثیر ایده آلسیم دیالكتیك هگل و نظریه‌های اقتصادی ریكاردو، نظریه خود را بر تضاد طبقاتی استوار ساخت و دولت را وسیلۀ مبارزۀ طبقاتی دانسته و معتقد به زوال كاپیتالسیم شد.
  اصولاً ماركسیسم مبتنی بر نظریات فلسفی، اجتماعی، اقتصادی ماركس و همكار او - انگلس- است. به عبارتی، ماركسیسم آمیزه‌ای از نظریه‌های فلسفی، اقتصادی، جامعه شناختی و سیاسی بود كه با الهام از اندیشۀ آزاد سازی بشر از قید سركوب صدها ساله به كمك شیوه‌های انقلابی، در میانۀ دهۀ 1840 پا به عرصۀ وجود گذاشت.
  فرایند ماركسیسم نظریه ای اجتماعی- اقتصادی است كه با تكیه بر نیك سرشتی انسانها برابری مردم را از لحاظ اقتصادی و حذف نظام نابرابر سرمایه‌داری بوسیله اصول علمی اثباتی در آرمانهای خود ارائه می‌كند. سیر تحولات سیاسی اجتماعی و اقتصادی اروپای غربی زمینه‌های لازم برای تغییر و تحول در این نظریه را فراهم كرد. شكست جنبشهای كارگری در اروپا و عدم فروپاشی سرمایه‌داری علی رغم پیش بینی های ماركس باعث شد تا نحله‌های گوناگونی از این نظریه منشعب شوند.
  نظریه پردازان گوناگون با زمینه‌های اجتماعی متفاوت به مطالعۀ آثار ماركس و همكاران او پرداختند. هر كدام برداشتی از این نظریه داشته و خواهان تعمیم آن در جوامع گوناگون شدند. سوسیالسیم تجدید نظر طلب به پشتوانۀ نظریات ادوارد برنشتاین - سوسیال دموكرات آلمانی - اولین انشعاب بزرگ از اصول ماركسیسم بود كه جنبه‌های مطلق گرایانه و جزم اندیشی نظریات ماركس را كنار نهاد و بر همكاری و خوش بینی روابط اجتماعی در بین كارگران و سرمایه داران تأكید كرد. برنشتاین از پایه گذاران حزب سوسیال دموكرات آلمان بود. این شاخه از ماركسیسم در اروپا زمینه‌های بوجود آمدن دولت رفاه را آماده كرد.
  شاخۀ اصلی و عینی ماركسیسم كه در طول قرن بیستم مورد توجه اندیشمندان و جوامع جهانی قرار گرفت، ماركسیسم روسی بود. پیروان اولیه ماركسیسم یعنی لنین، استالین و تروتسکی بعد از شكست نظریات ماركس در جنبشهای اجتماعی اروپا، با قرائتی دیگر از این نظریه، تحقق آنرا در جامعۀ عقب مانده روسیه از چرخه صنعت جهانی نوید دادند و با تاکید بر عدم تغییر اصول ماركسم، به عنوان رهبران ماركسیسم جهانی، جامعۀ روس را نزدیك به یك قرن بین آرمان و واقعیت قربانی كردند.
  در نیمه‌های دوم قرن بیستم شاخه‌ای دیگر از نظریه ماركسیسم متولد شد و آن ماركسیسم مائوی نام دارد. مائو رهبر انقلاب خلق چین، با تعمیم نظریات ماركسیسم – لنینیسم با سنتهای چینی، ایدئولوژی رهایی بخشی را برای مردم چین از یوغ استعمار ژاپن ارائه كرد. این شاخه از ماركسیسم نیز در تقابل با ماركسیسم روسی برنامه‌های جداگانه طرح نمود و با برقراری روابط اقتصادی و تجاری با نظام سرمایه‌داری در عمل رودرروی ماركسیسم روسی كه به نفی نظام سرمایه‌داری می‌پرداخت، قرار گرفت.
  اصولاً تجدید نظر طلبی در اصول ماركسیسم از زمان پیدایی آن تاكنون، برچسب ننگ آوری برای هر كدام از رهروان آن بوده است. ماركسیسم  -اندیشۀ الهادی كه دین را افیون توده‌ها می خواند - خواهان بر قراری نظم و انسجام اجتماعی بر اساس اصول اثبات گرایی و اقتصاد علمی است؛ نظمی كه خواهان قربانی شدن و ایثار برای آینده كشور و ملتهای جهان است. این ایدۀ آرمان گرایانه با حذف ارزشهای اجتماعی – فرهنگی از جامعه برای تحقق آرمانهایش، با تأكید بر سرشت پاك همۀ افراد جامعه، راه تباهی انسانها را بوسیلۀ تزویر و فساد اخلاقی پنهانی مردم فراهم می‌كند.  
 
 
منابع:
1. جوزف شومپیتر : كاپیتالسیم، سوسیالسیم، دموكراسی، حسن منصور (ترجمه) ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1375، ص 391
2. علی بابایی، غلامرضا؛ فرهنگ سیاسی، تهران، انتشارات آشیان، چاپ اول، 1382، ص 516.
3. لینكلتر، اندرو؛ ماركسیسم، علیرضا طیب (ترجمه) ، تهران، انتشارات وزات امور خارجه، 1385، ص 7.
        4. انور خامه ای؛ تجدیدنظر طلبی از مارکس تا مائو، تهران، انتشارات فروزان، 1381، ص 17تا 19. 

 


3.4/5 - (5)
 
 
 
1393/06/08
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas