خبر در لغت بمعناي وسيله اطلاع و رسيدن به علم ميباشد[1] و واحد به معناي يگانه و منفرد ميباشد[2] و در اصطلاح خبري است كه مفيد يقين و اطمينان نباشد و در مقابلش خبر متواتر و خبري كه قرائني در اطرافش وجود دارد كه باعث يقين به آن است. ميباشد[3] چه توسط يك نفر چه توسط چندين نفر باشد به شرطي كه موجب يقين نشود.
جايگاه علمي خبر واحد:
علم قطعي به احكام شرعي كه فقط در مورد احكام كلي است مانند وجوب نماز و روزه و ... اخباري كه از ائمه معصومين سلام الله عليهم رسيده است مفيد يقين و اطمينان باشد خيلي كم هستند و غالب احكام شرعي با اخبار آحاد ثابت ميشوند پس بحث از حجّيّت خبر واحد از اهم مباحث اصولي ميباشد.
1- ادلۀ حجيت خبر واحد:
كتاب
«يا ايها الذين امنوا ان جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا»[4]
اي كساني كه ايمان آوردهايد اگر شخص فاسقي خبري براي شما بياورد دربارۀ آن تحقيق كنيد.
مفهوم اين آيه، اين است كه اگر عادلي براي شما خبر آورد تحقيق دربارۀ آن لازم نيست. و ميتوان به آن عمل كرد وگرنه لازم ميآيد كه ارزش خبر عادل كمتر از خبر فاسق باشد.
سنت
استدلال به احاديث مستلزم اين است كه اين احاديث ثبوتشان براي ما قطعي باشد و خبر واحد نباشد و بعيد نيست كه ادعاء تواتر اين اخبار شود و خود اين احاديث چند دستهاند:
الف: دستهاي كه بعضي از اصحاب را به بعض دیگر ارجاع ميدهد.
مثل حديث امام صادق (ع):
«اذا اردت حديثنا فعليك بهذا الجالس»[5].
اگر سخن ما را ميخواهي پس بر تو باد بر اين شخص. (زراره)
ب: دستهاي كه دلالت بر واجب بودن مراجعه به راويان ميكند.
مثل اين روايت از امام مهدي (عج):
«واما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا، فانهم حجتي عليكم و انا حجت الله عليهم».
در اتفاقات رخ داده به راويان حديث ما مراجعه كنيد پس همانا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنانم.
ج: دستهاي كه تشويق به نوشتن و رساندن آن به ديگران ميكند:
مثل قول امام صادق به يكي از راويها:
«واكتب وبث علمك في بني عمّك، فانه يأتي زمان هرج لا يأنسون الّا بكتبهم»[6]
بنويس و علمت را ميان پسر عموهايت پخش كن پس همانا زماني ميآيد هرج و مرج، كه مردم فقط با كتابهايشان مأنوس ميشوند.
د: احاديثي كه در مذمت دروغ بستن به آنان وارد شده كه دلالت ميكند بر اينكه حجيت خبر واحد مسلم بوده وگرنه نبايد از اين دروغ بستن خوفي ميبود.[7]
هـ: اخباري كه در مورد تعارض ادله وارد شده كه مرّ جحاتي ذكر شده است.[8]
بنابراين اگر خبر واجد حجت نبود معنايي براي فرض تعارض و ذكر مرجحات وجود نداشت.
سيره
به دو گونه ميتوان به سيره در اينجا استدلال كرد.
الف: اجماع عملي تمام مسلمانان از زمان صحابه پيامبر تا زمان ما بر عمل كردن طبق خبر ثقه ميباشد كه كشف از رضايت معصومين عليهم السلام ميکند.[9]
ب: تمامي عقلاء به خبر كساني كه ثقه و مورد اطمينان ميباشند، اعتماد ميكنند كه شامل خبر ثقه در موارد احكام شرعي نيز ميشود و اگر شارع مقدس از اين راضي نبود از آن منع ميكرد در حالكيه منعي از شارع نيامده است.
گستره حجيت خبر واحد:
اگر مدرك حجيت خبر واحد مختص به (اولين آيه ذكر شده) باشد حجيت آن مختص به خبر عادل خواهد بود ولي اگر دليل حجيت آن را سيره و روايات بدانيم شامل هر خبر ثقه خواهد بود گر چه عادل نباشد.
منابع
1- نائيني، محمدحسين، فوائد الاصول، قم، دفتر نشر اسلامي، 1417هـق، چاپ ششم، ج 3، ص 156
2- حكيم، سيد محمدتقي، الاصول العامه، تهران، المجمع العالمي لاهل البيت 1418هـق، چاپ دوم، ج تك جلدي، ص 198
3- مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، انتشارات اسماعيليان، چاپ پنجم، ج 2، ص 69
4- گلپايگاني، سيد محمدرضا، اضافة العوائد، قم، دارالقران كريم، 1410هـق، چاپ اول، ج 2، ص 76
5- تسخيري، محمدعلي، القواعد الاصوليه والفقهيه علي مذهب الاماميه، قم، المجمع العالمي للتقريب بين المذاهب الاسلاميه، 1425هـق، چاپ اول، ج 1، ص 322.
[1] . التحقيق في كلمات القرآن، ج 3، ص 11
[2] . فرهنگ ابجدي عربي به فارسي
[3] . اصول عامه، ج 1، ص 197
[6] . وسائل الشيعه، ج 27، ص 81
[9] . ارشاد الفحول، ص 49- مصباح الاصول، 2/195