جعل و تزویر
در لغت، جعل به معنای «خلق كردن و دگرگون كردن» و تزویر به معنای «حیله و تقلب و خلاف واقع جلوه دادن چیزی» و در اصطلاح حقوقی، جعل و تزویر عبارت است از «ساختن هر چیز مثل سند به یكی از طرق پیشبینی شده در قانون برخلاف حقیقت و به ضرر دیگری».
قانون مجازات اسلامی فقط به ذكر مصادیق جرم جعل و تزویر اكتفا نموده و در همین راستا مقرر میدارد:
«جعل و تزویر عبارتند از ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی و غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه كردن یا تقدیم یا تأخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشتهای به نوشتۀ دیگر یا به كار بردن مُهر دیگری بدون اجازۀ صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب.»
اركان جعل:
جرم جعل مانند هر جرم دیگری از سه ركن قانونی، مادی و معنوی تشكیل شده است:
الف)ركن قانونی:
مواد 523 تا 536 قانون مجازات اسلامی به جرم جعل پرداخته است.
ب)ركن معنوی:
عبارت از علم و عمد در فعل یا ترك فعل است؛ یعنی علم به خلاف واقع بودن عمل و اراده عمل خلاف واقع.
ج) ركن مادّی:
عنصر مادی دارای اجزایی است كه عبارتند از:
1- فعل مرتكب: ممكن است به صورتهای ذیل ظاهر شود:
الف) فعل مثبت: كه همان قلب حقیقت در یك نوشتۀ دارای ارزش و سندیت، به یكی از صور پیشبینی شده در قانون است.
ب) فعل منفی یا ترك فعل: كه در جعل مفادی یا معنوی محقق میشود. زیرا در اثر ترك فعل، سندی ایجاد شده كه محتوای آن با واقعیت تطبیق نمیكند؛ مثل اینكه قسمتی از تقریرات شخصی كه سند را دیكته میكند، حذف كرده و ننویسیم و بر اثر آن یك تعهد یا حقی را كه موجب ضرر به غیر است، مخفی كنیم.
مصادیق جرم جعل:
الف) تحصیل غافلگیرانه امضای واقعی:
هرگاه به طور غافلگیرانه و توأم با قصد تقلب از شخصی امضا گرفته شود، هر چند كه امضاء، واقعی میباشد ولی دو شرط تقلب و غافلگیرانه بودن موجب میشود كه جرم جعل تحقق پیدا كند. و این همانند استبدال شخص است یعنی با غصب هویت دیگری و با استفاده از نام و عنوان شخص دیگر امضاء واقعی در سند گذاشته میشود كه تحت عنوان جعل هویت غیر، از آن یاد میشود.
ب) تراشیدن و خراشیدن:
خراشیدن، از بین بردن یك جزء كلمه است مثل اینكه واژه «حسین» را به «حسن» تبدیل كند ولی تراشیدن، از بین بردن تمام كلمه است.
ج) قلم بردن در نوشته:
عبارت است از تغییر و تبدیل حروف و كلمات یا ارقام موجو د، بدون اینكه كلمه یا رقم جدیدی اضافه شود مثل اینكه عدد 1 را به 2 یا 3 تبدیل كند.
د) اثبات در نوشته:
عبارت از اعتبار بخشیدن به سند یا نوشتۀ باطل از طریق پاك كردن و از بین بردن علامت بطلانِ سند یا كلمه «باطل» از روی سند است.
ه ) الحاق و الصاق:
در الصاق، حداقل دو نوشتۀ متفاوت از یك شخص به همدیگر وصل و چسپانده میشود به طوری كه در نظر اوّل یك سند به حساب میآیند ولی در الحاق، رقم یا حرف یا كلمهای در متن یا حاشیۀ یك سند اضافه میشود.
2- موضوع عمل:
كه در جرم جعل به صورت نوشته، سند یا چیز دیگر تجلی پیدا میكند. در قانون، آنجا كه صحبت از «نوشته» میشود، مطلق نوشته مورد حكم قرار میگیرد ولی آنجا كه صحبت از «شیی» میشود مصادیق خاص آن نظیر مُهر، منگنه، علامت، تمبر و... مدنظر میباشد.
نوشتۀ موضوع جعل باید سندیت داشته باشد بدین معنا كه بتواند مثبت حق بوده و دارای قابلیت استناد در مراجع قانونی باشد.
3- نتیجۀ جرم:
كه همان ضرر است؛ یعنی به واسطه جعل، ضرری به غیر وارد شود. عنصر ضرر در جعل، مفروض گرفته شده است و ضرورتی ندارد كه مدعی جعل در مقام اثبات آن برآید. همچنین احتمال وجود ضرر كفایت میكند و لازم نیست كه ضرر، تحقق خارجی داشته باشد.
منابع:
1)گلدوزیان، ایرج؛ حقوق جزای اختصاصی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دهم، 1383، صص 693 – 652.
2)مصلاتی، علیرضا؛ جعل و تزویر در حقوق كیفری ایران، تهران، انتشارات خط سوم، 1382، بدون نوبت چاپ.
3)شاملو احمدی، محمد حسین؛ فرهنگ اصطلاحات و عناوین جزایی، تهران، نشر دادیار، چاپ اول، 1380، صص 187-186.