قيام حرّه
حره به سرزمينهاي پر از سنگهاي سياه و سوخته باشد گفته ميشود، در اطراف مدينه از اين سرزمينها وجود داشته و براي هر كدام از آنها به تناسب ساكنين، نام مخصوص گذاشته بودند.(1) يكي از آنها معروف به حرۀ واقم است.
واقعه حره يا قيام حره، قيامي است در سال 63 هجري بعد از واقعه عاشورا مردم مدينه به رهبري عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه عليه يزيد بن معاويه صورت دادند.(2) وحاكم يزيد را از شهر بيرون كردند.
بعد از شهادت امام حسين حاكم مدينه (عثمان بن محمدبن ابوسفيان) عدهاي از صحابي پيامبر و بزرگان مدينه را به دمشق و دربار يزيد فرستاد. آنان در اين سفر به فسق فجور وظلم فراگير يزيد و دستگاه فاسد وي آگاهي يافته و در بازگشت به مدينه مردم را نيز از وضع فاسد دارالخلافۀ يزيد و اعمال وي آگاه كرده و عليه امويان شوريده(3) حاكم مدينه و مروان و ديگر امويان و حاميان يزيد را از شهر بيرون راندند و با عبدالله حنظله بيعت نمودند. وقتي خبر اين قيام به دمشق رسيد. يزيد سپاهي 12 هزار نفري به فرماندهي مسلم بن عقبه، فرستاد. سپاه شام در حرۀ واقم توقف كرده مدتي شهر را در محاصره گرفتند و سپس به شهر تاخته به مدت سه روز به قتل و غارت پرداخته و نواميس مسلمانان را هتك حرمت كردند حتي عدهاي را كه به حرم رسول الله (ص) پناه برده بودند در داخل حرم قتل عام كردند(4) گفته شده در اين واقعه هزاران نفر از مردم شهر و تعداد زيادي از صحابه پيامبر كه تا اين زمان در قيد حيات بودند كشته شدند. اين قيام را ميتوان از آثار حادثه عاشورا قلمداد كرد چرا كه حضرت زينب و امام سجاد بعد از برگشت از اسارت پيوسته مردم را از فجايع و مفاسد يزيد و امويان آگاه مينمودند.
اما امام سجاد (ع) با بررسي و ارزيابي اوضاع و ملاحظۀ خفقان شديدي كه پس از شهادت پدر بزرگوارشان به وجود آمده بود شكست قيام حره را پيشبيني ميكرد. لذا ميديد كه اگر در آن شركت كند، نه تنها پيروز نميشود بلكه خود و پيروانش كشته ميشوند و باقي ماندۀ تشيع از بين ميرود.
از سوي ديگر با نفوذي كه عبدالله بن زبير در ميان شورشيان يافته بود اين نهضت يك نهضت شيعي به تمام معني نميتوانست باشد و امام هم نميخواست امثال عبدالله بن زبير قدرت بگيرند.(5)
منابع:
1)دايرة المعارف الاسلاميه، ج 7، ص 363.
2)طبري،محمدبن جرير، تاريخ الاسم والسلوك، بيروت مؤسسه اعلمي، (بيتا) ج 4، ص 374.
3)ابن كثير مشقي، البداية والنهاية، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1408 ه، ج 6، ص 262.
4)بغدادي محمدبن حبيب، كتاب المحبر، ص 482.
5)يعقوبي، تاريخ يعقوبي، قم، موسسه و نشر فرهنگ اهل بيت (ع) (بيتا) ج 2، ص 250.
6)ر.ك. پيشوائي، مهدي، سيرۀ پيشوايان، قم، مؤسسه امام صادق (ع)، 1380، ص 258.