لرد كلوین(Lord Kelvin) در جملهای مطرح كرده است:«اگر بتوانید آنچه را كه دربارهاش صحبت میكنید، اندازه بگیرید و آن را به صورت كمی بیان كنید، میتوانید مدعی باشید كه درباره آن چیزی میدانید، وگرنه دانش شما درباره آن اندك و نارساست». گفته كلوین بیانگر یك واقعیت علمی است. چنانكه روانشناسی از هنگامی به صورت یك علم مستقل درآمد كه به آزمایشگاه كشیده شد، پدیدههای روانی به صورت عینی و عملیاتی تعریف گردید و مورد اندازهگیری قرار گرفت. این واقعیت كه افراد از نظر استعداد، شخصیت و رفتار تفاوت دارند و اینكه این تفاوتها را میتوان مورد سنجش قرار داد، احتمالا از ابتدای تاریخ مكتوب زندگی انسان مورد توجه بوده است.
[1]
به طور كلی یكی از هدفهای عمده علم، اندازهگیری پدیدههای مورد نظر و جنبه كمی دادن به آنهاست. وقتی پدیدهها با اعداد نشان داده میشوند به راحتی میتوان آنها را طبقهبندی كرد و قوانینی درباره آنها به دست آورد.
[2]
سنجش و اندازهگیری در زندگی انسان سابقهای بس طولانی و قدمتی برابر تاریخ بشر دارد. انسانها در دوران كهن همواره برای مقابله با رقبای خود یا دفاع و مبارزه در مقابل یورشهای قبایل دیگر، به ارزیابی قدرت خویش و دشمن میپرداختند و پس از آن وارد عمل میشدند.
سنجش و اندازهگیری روانی و بسط و توسعه آن در علوم تربیتی و روانشناسی در قرن نوزدهم و از زمانی شروع میشود كه روانشناسی تحت تأثیر علوم فیزیك و زیستشناسی رابطهاش از فلسفه گسسته میشود و از شناخت و اهمیت روان دست میكشد و به مطالعه رفتار به عنوان موضوع عینی و مشاهدهپذیر نظیر آنچه در سایر علوم تجربی دیگر وجود داشت میپردازد.
پیدایش و توسعه شیوههای اندازهگیری در روانشناسی و علوم تربیتی نتیجه تأثیر سه عامل عمده اساسی بود. عامل مهمی كه به پیدایش و پیشرفت سنجشهای روانی كمك شایانی كرد، تلاشهای فرانسیس گالتون(Francis Galton) و مککین كتل(Mc keen Cattle) در مورد تفاوتهای فردی بود. گالتون معتقد بود كه بین تواناییهای ذهنی و تمییز حسی، رابطه وجود دارد. هر چه میزان هوش بالاتر باشد سطح تمییز حسی نیز بالاتر است. بررسی تفاوتهای فردی مستلزم ابزار آلات مختلفی بود كه به وسیله آنها بتوان هوش و تواناییهای مختلف را اندازهگیری كرد. به همین مناسبت آزمونهای مختلفی ابداع كردند و روشهای آماری خاصی برای كمی ساختن نتایج آزمونها پدید آوردند.
[3]
تعریف اندازهگیری
ورثن و ساندرز(Worthen and Sanders) در سال 1987 گفتند، اندازهگیری(Measurement) كه معمولا در معنای وسیعتری از آزمودن بهكار میرود، عبارت است از: توصیف كمی رفتار، اشیاء و وقایع و تعیین كمیت و خصوصیتی كه یك چیز یا یك واقعه دارای آن است. اندازهگیری صرفا یك جریان جمعآوری اطلاعات است كه با استفاده از آنها به تعمیم و ارزشیابی و داوری میپردازیم. اندازهگیری، اگرچه تحقیق و ارزشیابی نیست اما، یك ابزار كلیدی در تحقیق و ارزشیابی هست.
[4]
در مواردی كه نتیجه اندازهگیری با مقیاس عددی قابل تطبیق است میتوان گفت: اندازهگیری عبارت است از اختصاص دادن اعداد به مقادیر مختلف از صفات، بر حسب قواعد معین كه صحت آنها را میتوان از راه آزمایش بررسی كرد.
[5]
تعریف ارزشیابی
ارزشیابی، عبارت است از آزمودن یك پدیده و قضاوت درباره ارزش، كیفیت، اهمیت، میزان یا درجه آن پدیده با توجه به ملاكهای معین به منظور عمل تصمیمگیری.
[6]
ارزشیابی، فرایندی است كه مشتمل بر اندازهگیری و احتمالا آزمودن است ولی همچنین مفهوم داوری ارزشی را نیز با خود دارد. به طور مثال، اگر معلمی یك آزمون علوم را در یك كلاس اجرا كرده و درصد پاسخهای صحیح را محاسبه كند، اندازهگیری و آزمون انجام گرفته است. نمرهها باید تفسیر شود، یعنی ممكن است آنها را به صورتهای مختلف ارزشگذاری كرده و یا در مورد آنها داوری كرد و به عنوان عالی، خوب، متوسط و ضعیف، طبقهبندی نمود. این فرایند، به این دلیل كه در آن داوری ارزشی(آشكار یا پنهان) انجام شده است ارزشیابی خواهد بود. اگرچه غالبا ارزشیابی شامل تركیبی از اطلاعات است كه از دو یا چند منبع نظیر نمرههای آزمون، ارزشها و برداشتها تحصیل میگردد ولی گاهی نیز منحصرا مبتنی بر یافتههای عینی است. به طور كلی ارزشیابی در هر موقعیتی مشتمل بر یك داوری ارزشی است. باید توجه كرد كه اندازهگیری همواره به ارزشیابی منتهی نمیشود. اندازهگیری میتواند بدون قضاوت كردن یا اتخاذ یك تصمیم نیز انجام شود. از آنچه گفته شد آشكار میشود كه اندازهگیری را نباید با ارزشیابی یكسان دانست.
[7]
تفاوت بین اندازهگیری و ارزشیابی
الف: ارزشیابی جامعتر از اندازهگیری است، به گونهای كه علاوه بر جنبههای كمی، جنبههای كیفی رفتار را در برمیگیرد.
ب: تفاوت مهم دیگری كه بین اندازهگیری و ارزشیابی وجود دارد، به هدف اصلی آنها ارتباط پیدا میكند. ارزشیابی معمولا در جهت داوری درباره ارزش یك برنامه كلی، و گاه داوری درباره كارآمدی یك برنامه برای گروه بخصوصی از افراد هدایت میشود، در حالی كه اندازهگیری ضمن آنكه پایه و اساس ارزشیابی درست و دقیق را تشكیل میدهد، با واقعیات سروكار دارد و هرگز شامل داوری ارزشی(value judgment) نیست.
[8]
به طور كلی تحقیق درباره اندازهگیری، تهیه آزمونها و تعیین روایی و كاربرد آنها و یا به طور مختصر، در علم روانشناسی مجموعه شیوههایی كه به ما كمك میكند تا ویژگیهای روانی انسان را از حالت كیفی به حالت كمی درآوریم اصطلاحا روش روانسنجی نامیده میشود. روانسنجی در معنای وسیع كلمه یعنی استفاده از روش آزمایش، اما در معنای محدود كلمه یعنی بهرهگیری از آزمونها.
[9]
[1] . پاشا شریفی، حسن؛ اصول روانسنجی و روانآزمایی، تهران، رشد، 1374، چاپ سوم، ص 13 و 30.
[2] . گنجی، حمزه؛ روانشناسی عمومی، تهران، بعثت، 1378، چاپ یازدهم، ص 39.
[3] . نوروزی، ابوالقاسم؛ مقدمهای بر سنجش و اندازهگیری علوم تربیتی، تهران، آوای نور، 1374، چاپ اول، ص 14 و 15.
[4] . لطفآبادی، حسین؛ سنجش و اندازهگیری در علوم تربیتی و روانشناسی، مشهد، حکیم فردوسی، 1374، چاپ اول، ص 35 و 36.
[5] . اصول روانسنجی و روانآزمایی، ص 56.
[7] . سنجش و اندازهگیری در علوم تربیتی و روانشناسی، ص 37.
[8] . هومن، حیدرعلی؛ اندازهگیری روانی و تربیتی و فن تهیه تست، تهران، پارسا، 1377، چاپ دهم، ص 7 – 9.
[9] . روانشناسی عمومی، ص 36 و 39.