در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  نقش انقلاب اسلامي در بيداري مردم مستضعف جهانتاریخ  1386/11/21كلمات كليدي  اسلام، انقلاب اسلامي، امت اسلامي، مستضعفنوع مقالهپژوهشيموضوع مقالهتاريخ انقلابنویسندهمحمد مظاهري
نقش انقلاب اسلامي در بيداري مردم مستضعف جهان
 
  انقلاب اسلامي حركتي بسيار مهم در جامعه جهاني به شمار مي‌آيد. به گزارش راديو لندن امام خميني انقلابي را رهبري كرد كه جهان را لرزاند.[1] در عصري كه جاهليت مدرن همه جا را فرا گرفته بود و چشم اميد بشريت كعبه آمال خود را در بلوك شرق و غرب جستجو مي‌كرد، ناگهان انقلاب اسلامي مانند خورشيد تابان، مردم جهان را با نور اسلام بيداري بخشيد و اين رستاخيز اسلامي است كه جان‌هاي مرده را بيدار كرده و زمينه‌ را براي روزي آماده مي‌سازد كه در پاسخ به سؤال:
«لِّمَنِ الْمُلْكُ» (حج/5)
 
در گسترۀ زمين و از چهار گوشۀ عالم گفته شود؛
 «للّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّار»[2] (غافر/16)
 
جاهليت مدرن:
  آنچه در قرن حاضر «قرن بيستم» قبل از انقلاب اسلامي، شاهد آن بوده‌ايم مشابه همان جاهليت كهن است. عصري كه هويت انساني  دچار بحران شد و كرامت انساني تعابيري متفاوت پيدا كرد، وجود رفاه مادي رد پايي از آرامش ديده نمي‌شد و چشم اميد بشريت هم تنها دو بلوك شرق و غرب را مي‌شناخت. شرق و غربي كه تلاش كرده‌‌اند به بشريت بفهماند؛ يك راه بيشتر وجود ندارد، و آن هم دنياپرستي است؛ كه اردوگاه‌هايي همچون سوسياليسم و كمونيسم و سرمايه داري در درون آن بنا شده‌اند. دشتگاه‌هايي كه جزء عنانيت و استكبار و فساد حاصلي ندارند و با فطرت انسان سازگار نمي‌باشد.[3] و هدف آنان كشاندن آحاد مردم به غفت و رها كردن زمام شهوات و هواهاي نفساني است[4] تا بدين طريق انسان را از آسمان به زمين كشانده و رخت ذلت را به او بپوشانند، نتيجۀ اسنان از هويت دور مانده و در ظلمت رنسانس، كوس أنا الحق سر دهد.
  در اين عصر ظلماني كه شعله اميد بشريت، چهره خاموشي به خود مي‌گرفت، ناگهان جهانيان شاهد انفجار نوري در ادامه حركت انبياء (عليهم‌السّلام) شدند و آن هم انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني «ره» بود كه پيام آن عدالت، توسعه و رفاه بر مبناي معنويت گرديد. ميشل فوكو فيلسوف اجتماعي فرانسه مي‌گويد:
 
«مردمي كه روي اين خاك  «ايران» زندگي مي‌كنند در جستجوي چيزي مستند كه ما غربي‌ها امكان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ معيت[5] از  دست داده‌ايم و آن معنويت سياسي است».
 
  بنابراين عالم درگير حادثه عظيم متحول كننده‌اي شد كه همه چيز را دگرگون خواهد كرد و اين تحول، خلاف اين دو قرن گذشته، نه از درون تكنولوژي، بلكه محصول تعاليم دين اسلام مي‌باشد و اين امري است كه محدود به مرزها نمي‌ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از عرش به فرش معطوف نمود، اين تحول بار ديگر بشر را متوجه آسمان نمود و اين راهي است كه انسان را به آرامش خواهد رساند و چه بخواهد و چه نخواهد لاييسم و اومانيسم در همه صورت‌هاي آن محكوم به شكست هستند.[6] و انقلاب اسلامي بخشي از پازل ناتمام چينش نيروها در عصر حاضر خواهد بودكه توانست يكبار ديگر ردايي ايدئولوژي را به دين اسلام بپوشاند و توجه همگان را برانگيزد.
  شكست شرق و غرب در رويارويي با انقلاب اسلامي بعد از فروپاشي شوروي سابق نظريات فوكوياما و هانتينگتون به عنوان دو نظريه اصلي در غرب مطرح شد:
 
1-   فوكوياما:
  كه معتقد به پايان تاريخ بود و اينكه رقيب ليبرال دموكراسي شكست خورد و ملت‌ها در عرصه جهاني ليبرال دموكراسي را انتخاب كرده‌اند؛ لذا به پايان تاريخ مطلوب رسيده‌ايم و هيچ معارضي نداريم. فوكوياما در شرح نظريه خود چنين مي‌افزايد:
  دموكراسي شكل نهايي حكومت در جوامع است و تاريخ بشريت نيز مجموعه‌اي منسجم و جهت‌دار است؛ كه بخش عظيمي از جامعه بشري را به سمت نظام دموكراسي ليبرال سوق مي‌دهد.[7]
 
2-   اما نظريه هانتينگتون «برخورد تمدن‌ها» كاملاً مقابل آن است كه ايشان درك جدي دارند كه فوكوياما از آن غافل بوده است و آن اينكه متوجه شد نيروي جديدي وارد عرصه بين‌المللي شده كه اسلام است و مدعي حكومت و عدالت اجتماعي در سطح جهاني است و در واقع پس از مرگ كمونيسم، اسلام شخصيت اصلي سناريوي مورد نظريه غرب است. با اين ميان روشن مي‌شود كه هر تمدني كه بتواند در برابر تمدن بحران زده كنوني غرب، پيام آور اخلاق و معنويت باشد مي‌تواند بر سر راه نظريه فوكوياما چالش ايجاد كند و انقلاب اسلامي ايران، از آنجا كه اين پيام معنويت را توانسته است در سراسر جهان معاصر منتشر كند، چالش‌ عملي را بر سر راه تحقق نظريه فوكومايا ايجاد كرده است. بنابراين اين انقلاب اسلامي در طي اين بيست و اندي سال كه از عمر آن مي‌گذرد توانسته است:
1- از مرزهاي خود عبور كند؛
2- منشأ شكل گيري و احياي هويت تمدني الهي قرار بگيرد و جهان را با پيام حيات بخش خود تحت تأثير قرار دهد.
جان. ال. سپوزتيو مي‌گويد:
 
«دوست و دشمن متفقند كه از انقلاب ايران تأثير بسزايي بر جهان اسلام و غرب داشته است».[8]
 
  و اين تأثير از آنجا ناشي مي‌شود كه تا قبل از انقلاب اسلامي، مقوله دين جزء معضلات حل شده شبي به حساب مي‌آمد و در بين بشريت رو به فراموشي مي‌رفت چنانكه كساني مانند «ماركس»، «دوركهايم» و «وير» معتقد بودند كه دين سنتي، بيش از پيش در دنياي مدرن به صورت امري حاشيه‌اي در مي‌آيد و دنيوي شدن فرايندي اجتناب ناپذير است. امّا انقلاب شكوهمند اسلامي ايران افق جديدي را به سوي بشريت گشود و با به چالش كشيدن تئوري‌هاي پوچ و خيالي كساني مانند ماركس و .... جان‌هاي بشريت را به نور اسلام زنده كرد و حياتي دوباره بخشيد.
  دانيل پايپس در كنفرانس در استامبول تركيه گفت:
 
«بايد اعتراف كنيم كه پس از انقلاب اسلامي‌، ما براي افكار ديني و مذهبي هيچ جايي باز نكرده بوديم؛[9] وي از اين پس براي ما آمريكايي‌ها ضروري است كه زمينه‌اي جهت مطالعه و تحقق پيرامون مذهب فراهم آوريم».
 
  پيتر شولاتور نويسنده و مفسر سياسي مشهور كشور آلمان مي‌گويد:
 
«اكنون نهضت بازگشت به دين و مدينه فاضله آغاز شده است» بنابراين جهانيان به بركت انقلاب اسلامي يافته‌اند كه تنها راه سعادت، اسلام است».[10]
 
  طي يك نظرسنجي از جوانان سوئد قبل از يازده سپتامبر مشخص شده بود، كه انتخاب اولشان اسلام است. در حالي كه مولد از توسعه يافته‌ترين كشور و در حين حال از لائيك قرين كشورهاي غرب است؛ كه بيش از پنجاه درصدد آن هيچ مذهبي ندارند.[11] اين است عظمت انقلاب اسلامي.
 
  پروفسور حميد مولانا مي‌گويد:
 
«به عقيده من هيچ صدايي در قرن بيستم مثل صداي امام «ره» جهان را لرزه در نياورد ... و طلسم سكوت را در مقابل طاغوت و ظلم شكست، كه اگر اين طلسم نشكسته بود امروز شوروي زنده بود».[12]
 
  و تمام سخن در اينجا است كه تمدن مادي دستگاهي است كه تزيين و انحواء از ويژگي‌هاي اوست و چون با اغفال بشريت به دنبال استثمار نوين آنان مي‌باشد؛ انقلاب اسلامي كه چشم بشريت را به سوي ؟؟؟ گشوده است بزرگترين خطر براي ان مي‌باشد و تمدن مادي را در سراشيب سقوۀ قرار داده است.
  ايالات متحده آمريكا بر اساس شهادت واقعيت‌هاي موجود و اعتراف شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي و غيره آن، به شدت گرفتار مشكلات پيچيده‌اي است؛ كه آينده اين كشور را تيره و تار نموده است.
  اكتاويوپاز، نويسنده معروف غربي و برنده جايزه ادبي نوبل، طي مقاله‌اي با عنوان «امپراطوري دموكراسي (آمريكا) در سراشيب سقوط» مي‌نويسند:
«چشم انداز آمريكا به هيچ وجه روي نويد و آرامش را نشان نمي‌دهد».[13]
 
  لذا مشاهده مي‌كنيم كه انقلاب اسلامي تمدن مادي غرب را در حال غروب و افول قرار داده است و همه سر و صداهايي كه به گوش مي‌رسد، سر و صداي تمدن در حال عقب نشيني از ميدان جامعه جهاني است. بابي سعيد مي‌گويد:
 
«از مجموع كابوس‌هاي بسياري كه هر چند وقت يك بار در تمدن غربي پيدا شده، شايد هيچ يك به اندازه اسلام در عصر حاضر گيج كننده تر، عجيب‌تر و غير قابل جبران‌تر نبوده است».[14]
 
  دانيل پايپس رئيس انستيتو پژوهش‌هاي سياست‌هاي خارجي آمريكا در سمينار پاييز 1368 در استانبول تركيه گفت:
 «امروز ايران به مشابه يك آزمايشگاه است. اگر اين تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان كشورهاي ديگر هم بيشتر خواهد شد. ما تا ده سال پيش حساسيت خاصي نسبت به اسلام نداشتيم، اما امروز اينطور نيست و همه ما نسبت به اين پديده جديد در ايران بايد با حساسيت بيشتري برخورد كنيم. امروز مسلمين جهان به ايران نظر دارند و از آن الگوبرداري مي‌كنند».
 
 چنانكه «شروين ماروين» استاد دانشگاهي در آمريكا گفت:
 «چگونه مي‌توان باور داشت كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران يكباره شعار «مرگ بر آمريكا» در جهان طنين افكند؟ همين اسلام بود كه آرامش را از كشورهاي عربي و طرفداران آن‌ها در منطقه خليج فارس گرفت»[15]
 
   بنابراين ملاحظه مي‌كنيم كه انقلاب اسلامي با ظاهر ساختن باطن خبيث شرق و غرب و شكست آنان بار ديگر هوشياري و عزت را به امت اسلام بازگرداند. گرايش هر چه بيشتر مردم به اسلام در عصر حاضر نشان مي‌دهد كه ظلمت جهالت از بشريت دور گشته است.
  امروز دورنماي صدور انقلاب اسلامي را در جهان مستضعفان و مظلومان پيش از پيش مي‌بينيم و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده در حال گسترش است،‌ اميد بخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديك و نزديكتر مي‌كند گويي جهان مهيا مي‌شود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان.[16]     «امام خميني»
  خانم پروفسور الميرا عضو هيئت تحقيقات زنان آذربايجان مي‌گويد:
 
«هر جا تمايلي به حق در آنجا باشد نام امام «ره» در آنجا هست»[17]
 
 
 
 
 
منابع:


 [1]- اكبري، محمدرضا؛ سيماي امام خميني «ره»، انتشارات پيام عترت، سال 1378، چ ششم، ص 84
[2]- موسسه فرهنگي قدر ولايت؛ ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي در آتيه مقام معظم رهبري، بي‌جا، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، سال 1380، چاپ اول، ص 21.
[3]- ميرباقري، سيد محمدمهدي؛ در شناخت غرب، قم، مؤسسه فرهنگي فجر ولايت، 1385، چاپ اول، ص 47-45.
[4]- مؤسسه فرهنگي قدر ولايت؛ ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي در آينه مقام معظم رهبري، ص 90.
[5]- قوكو، ميشل؛ ايراني‌ها چه رويايي در سر دارند؟، حسين معصومي همداني، تهران 1357، انتشارات هرمس،‌1377، چاپ اول، ص 42.
[6]- آويني، سيد مرتضي؛ آغازي بر يك پايان، تهران، كانون فرهنگي علمي ايثارگران، 1372، چاپ اوّل، ص 34.
[7]- فوكوياما، فرانسيس؛ آمريكا بر سر تقاطع، مجتبي اميري وحيد، نشر ني، سال 1386، ص 12.
[8]- اسپوزيتو، جان.ال؛ انقلاب اسلامي و بازتاب جاني آن، دكتر محسن مدير شانه چي، تهران، انتشارات بارز، سال 1382، چاپ اول، ص 325.
[9]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني (ره)، قم، مؤسسه بوستان كتاب، سال 1381، چاپ چهارم، ص 53.
[10]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني (ره)، ص 69.
[11]- ميرباقري، سيد محمد مهدي؛ در شناخت غرب، مؤسسه فرهنگي فجر ولايت، قم، سال 1385، چاپ اول، ص 67.
[12]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني، ص 60.
[13]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني، ص 244.
[14]- بابي سعيد؛ هراس بنيادين، غلامرضا جمشیدیان، موسي مبرقع، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، سال 1379، چاپ اول، ص 1.
[15]- رجبي، فاطمه؛ آمريكا شيطان بزرگ، انتشارات كتاب صبح، تهران، سال 1376، چاپ اول، ص 186-181.
[16]- آئين انقلاب اسلامي، گزيده‌اي از انديشه امام «ره»، مؤسسه تنظيم و نشر امام ره، بي‌جا، سال 1373، چاپ اول، ص 424.
[17]- اكبري، محمدرضا؛ سيماي امام خميني «ره»، ص 83.

 

 
 
 
1393/08/01
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
مراحل نهايي آماده سازي فرهنگ رجال و رويدادهاي پهلوي
أماده سازي 18 جلد كتاب در راستاي پروژه سوالات گفتمان هاي ديني
ارائه 70 مقاله پاسخ به شبهات الحادي
آماده سازي كتاب فرهنگ تاريخ ادوار مسيحيت
نشست عاشورا و فرهنگ ديني برگزار مي شود
 
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com  |  صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  واژه‌شناسی |  دوره های آموزشی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas