در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  چتر اخلاق مداري بر سلامت روان
تاریخ  :  1389/10/08
منابع  :  روزنامه ايران، شماره 4667، 14/9/89، صفحه 15
كلمات كليدي  :  اخلاق، سلامت، روان، انسان
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : اخلاق
رابطه‌ای مستقیم و دو سویه بین سلامت روانی و رعایت اخلاقیات وجود دارد. اصولاً اخلاقی بودن انسان جزو ویژگی‌های عمده اوست.  فیلسوف آلمانی امانوئل كانت می‌گوید دو چیز همیشه مرا به شگفتی وا می‌دارد: آسمان پر ستاره بالای سرما، و وجود اخلاق در ذهن ما.
بی شك هر دو این موضوعات جزو پیچیده ترین رازهای آفرینش است. در عین حال برخی نكات از نظر زیستی در باب اخلاق برای انسان مكشوف شده است. از جمله اینكه هرچه موجود زنده‌ای متكامل‌تر باشد رفتار او هم اخلاقی‌تر است، به این معنی كه حقوقی را برای دیگران، گرچه با او خویشاوند هم نباشند قائل می‌شود.
به ظاهر، رعایت اخلاق شانس بقای فردی را كه اخلاقی رفتار می‌كند می‌كاهد، به این معنی كه او حاضر می‌شود از امتیازی كه دلخواه او و به نفع اوست بگذرد تا دیگری از آن استفاده كند. اما در نهایت رعایت اصول اخلاقی به نفع جوامعی است كه چنین دیدگاه و رفتاری را دارند.
در مغز انسان، در ناحیه پیشانی یاخته‌های عصبی ویژه‌ای وجود دارند كه «پی یاخته‌های آینه‌ای» نامیده شده‌اند. علت این نامگذاری آن است كه این یاخته‌ها با ارتباط‌هایی كه با مناطق بینایی و شنوایی مغز انسان دارند می‌توانند احساسات و عواطف دیگران را دریابند و همان احساس و عاطفه را به انسان انتقال دهند. یعنی همچون آینه‌ای هستند كه عواطف را باز می‌تابند و در نتیجه انسان به همدلی و هم حسی با انسان‌های دیگر قادر می‌شود و حتی تا حدودی هیجانات و عواطف جانوران را هم می‌تواند در یابد. این امر شاید زیربنای تشریحی- فیزیولوژیك احساس اخلاقی در انسان‌ها باشد.
از سوی دیگر می‌دانیم نوزاد انسان كه به دنیا می‌آید در آغاز از نظر روانی فقط دارای «نهاد» است یعنی بخشی از شخصیت كه تنها در كار رفع تنش‌های فیزیولوژیك مانند تشنگی و گرسنگی است و توجهی به واقعیات محیط ندارد. از حدود یك سال و نیمگی بخش دیگری از شخصیت شكل می‌گیرد كه به آن «من» گفته می‌شود یعنی بخشی كه از اصل واقعیت پیروی می‌كند و نیاز‌ها و خواسته‌های انسان را با واقعیت‌های محیطی و توان فرد می‌سنجد و تصمیم می‌گیرد. در این مورد مثالی می‌زنم. كودك یكسال و نیمه‌ای را مجسم كنید كه در روان او فعلاً فقط «نهاد» وجود دارد. شیرینی اشتها برانگیزی را در دست كودكی یكساله می‌بیند.
نهاد به این كودك یكسال و نیمه نهیب می‌زند كه «شیرینی را بگیر و بخور!» این كودك چنین می‌كند و شیرینی را بر خلاف میل كودك كم سن تر از او می‌گیرد و به دهان می‌برد. چندی بعد این كودك شیرینی اشتهاانگیز دیگری را در دست كودك چهارساله می‌بیند.
نهاد نهیب می‌زند كه «شیرینی را بردار و بخور!» اما این بار چون زور كودك چهارساله از او بیشتر است نه تنها شیرینی را از او نمی تواند بگیرد، بلكه تنبیه نیز می‌شود. كودك یكسال و نیمه به این نتیجه می‌رسد هر وقت شیرینی در دست فردی كوچكتر از او بود می‌تواند آن را به زور بگیرد اما اگر در دست فرد بزرگتر از او بود این كار مقرون به صرفه نیست. این تجربه نخستین جوانه تشكیل بخش منطقی روان یعنی «من» است. بدین سان كودك به تدریج به واقعیت و علیت دست پیدا می‌کند.
ما همین كودك را زمانی كه 9سال دارد می‌بینیم. او شیرینی خوشمزه‌ای را در دست كودكی دوساله می‌بیند. نهاد به او نهیب می‌زند «بگیر و بخور!». «من» یعنی بخش منطقی روان هم به او می‌گوید: «زور این كودك از تو خیلی كمتر است، بزرگتری هم در این گوشه و كنار نیست كه مانع شود بنابراین می‌توانی شیرینی را بگیری و بخوری» اما با شگفتی می‌بینیم این كودك 9 ساله چنین نمی كند زیرا از حدود 3سالگی به بعد بخش اخلاقی روان در وجود او شكل گرفته است كه می‌گوید: «اگر تو شیرینی را می‌خواهی و از نظر منطقی هم می‌توانی بگیری، اما این كار را نكن زیرا اخلاقاً شیرینی مال تو نیست و تو حق نداری چیزی را به زور بگیری».
در اینجا می‌بینیم سومین بخش روان یعنی «فرامن» كه نهادینه شدن بایدها و نبایدهای اجتماعی به وسیله تایید و تشویق، یا تكذیب و تنبیه است، در شخصیت او شكل گرفته است.
می‌بینیم تكامل روان و شخصیت انسان كه سرانجام منجر به شكل‌گیری «فرامن» می‌شود با پیدایش اخلاقیات در كودك همراه و همگام است.
 از مهم‌ترین معیارهای سلامت روان نیز آن است كه فرد با مردم اطراف خود رابطه‌ای صمیمانه داشته باشد و توانمندی‌های خود را نیز در جهت هدف‌های انسانی و الهی به كار ببرد كه این‌ها به معنی رعایت اصول اخلاقی در زندگی است. با همین دلایل است كه در می‌یابیم رابطه مستقیم و دوسویه‌ای بین سلامت روان و رعایت اخلاقیات وجود دارد.

 


 
 
 
1393/08/03
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas