لوط نام معروف لوط پيامبر (ع) است به معني وابستگي به دل و جان.
[1] منظور از قوم لوط، قبائلي است كه در زمان او در شهري به نام «سلام» زندگي ميكردند، در قرآن به اين شهر و سه شهر اطرافش «مؤتكفات» گفته شده است،
[2]مؤتكفات به معني شهرهاي زيرو رو شده میباشد که عبارتند از: «عموره» «صوغر» و «صبوييم».
[3]
از شنيعترين اعمال اين قوم، لواط بوده و به گفته قرآن اولين قومي بودند
كه اين عمل زشت بينشان شايع گشت:
«مَا سَبَقَكُم بِها مِن اَحَدٍ مِنَ العَالَمين»[4]
«هيچ يك از جهانيان، پيش از شما آن را انجام نداده بوده است»
البته در روايات و تواريخ اسلامي، اعمال زشت و ننگين ديگري به موازات انحراف جنسي از آنان نقل شده است و تنها خانهاي كه اهلش مسلمان
بودند، خانه حضرت لوط بود، البته به استثناء زنش:
«فَمَا وَجَدنا فِيهَا غَيرَ بَيتٍ مِنَ المِسلِمِين»[5]
«جز يك خانواده با ايمان در تمام آنها، نيافتيم»
اين آيه نشان ميدهد كه فحشاء فقط بين مردان نبود، بلكه بين زنان نيز شيوع داشته است و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا مينمودند.
[6]
رسالت حضرت لوط (ع):
خداوند حضرت لوط (ع) را براي هدايت اين قوم گمراه فرستاد:
«اِذ قَالَ لَهُم اَخُوهُم لُوط اَلا تَتََّقُونَ اِنّي لَكُم رَسُولٌ اَمينٌ»[7]
«هنگامي كه برادرشان لوط به آنها گفت: آيا تقوا پيشه نميكنيد من براي شما پيامبري امين هستم»
ولي آنان نه تنها حاضر به شنيدن كلام حق نشدند بلكه تهديد كردند كه
او را از آنجا بيرون ميكنند:
«قَالُوا لَئِن لَم تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنََّ مِنَ المُخرِجِينَ»[8]
«گفتند: اي لوط اگر (از اين سخنان) دست برنداري، به يقين از اخراج شدگان خواهي بود»
سرانجام قوم لوط:
اين قوم سرانجام به دليل سركشي و گناه و انكار رسالت حضرت لوط (ع) دچار عذاب الهي شدند و قرآن براي ايشان سه مرحله عذاب ذكر كرده است:
1- صحيحه مرگبار:
«فَأخَذَتهُمُ الصَیحَةَ مُشرِقین»[9]
«سرانجام هنگام طلوع آفتاب صيحه مرگبار آنها را فرا گرفت»
2- زير و رو شدن قوم لوط:
«فَجَعَلنَا عَالِيَها سَافِلَهَا»[10]
«بالاي آن را پايين قرار داديم»
3- فرو ريختن باران سنگ:
«وَأمطَرنَا عَلیها حِجَارَةً مِن سِجََِّیلٍ مَنضُودٍ مُسَوََّمَةً عِندَ رَبِّک»[11]
«و باراني از سنگ (گلهاي متحجر) متراكم بر روي آنها نازل نموديم (و سنگهايي كه) نزد پروردگارت نشان دار بود»
در پايان، لازم به ذكر است كه هر كدام از اين عذابها براي آن قوم گمراه كافي بود و نازل شدن اين عذابهاي سه گانه، به خاطر شدت گناه و جسارت آنها نسبت به آلودگي و ننگ بوده است و نيز خداوند
براي عبرت ديگران، مجازات آنها را چند برابر كرده است:
«اِنََّ في ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلمُتَوَسََِّمينَ»[12]
«در اين (سرگذشت عبرتانگيز) نشانههايي است براي هوشياران»
[1] .راغب اصفهاني؛ المفردات في غريب القرآن، ترجمه غلامرضا خسروي، تهران، مرتضوي 1372؛ چاپ اول، ج3.
[2] .ابن منظور، لسان العرب؛ بيروت، داراحياء التراث العربي، 1408 ق.\\ چاپ اول؛ جلد اول، ص 166.
[3] .قرشي، علياكبر؛ قاموس قرآن؛ تهران؛ دارالكتب الاسلاميه، 1372، چاپ 11، ج 6، ص 217.
[6] .فعال عراقينژاد، حسين، داستانهاي قران و تاريخ انبياء در الميزان، تهران، سبحان 1378؛ چاپ اول؛ جلد اول؛ ص 308.